شوهرم روی زن برادرم خیلی حساس شده و تا از مسافرتهاش با برادرم مبگم سریع گارد میگیره و پیش هر کسی که باشیم فحش را میکشه به زن برادرم، عروسمون اینطوریه که با برادرم و دوستای خودش که اغلبشون. پسر مجردن میره مسافرت، که البته برادم هم که شوهرشه باهاشه، کلا عروس ما با خانواده ما رغت و امد زیادی نداره و همش با دوستاشه چند بار هم که با ما قرار سفر گذاشته به یخ بهانه کنسل کرده و سفرمونو بهم زده سر همین هم شوهرم روش حساس شده و ازش همش بد میگه، منم وحشتناک روی برادرم حساسمه و راجع به زن برادرمم حرفی بزنه جلوش در میام و طرفدارافی زن برادرمو میکنم، الان پیش مادرش حرف داداشم بوددکه با زنش و دوستاش مسافرتن یهو برگشته جلو مادرشوهرم میگه عروستون همه دوستاش پسر مجردن و با اونا میگرده و رفته مسافرت سه تا پسرن یه دختر منم ناراحت شدم طرف زن داداشمو گرفتم که با هر کی رفته شوهرش همراهشه به تو ربطی نداره يهو شروع کرد فحش به زن داداشم جلو مادرش خیلی ناراحت شدم گ خجالت کشیدم اصلا شعور و حیا نداره روم نمیشه سرمو جلو مادر شوهرم بالا بگیرم باهاشون هم مسافرتم خیلی دلم شکست نمیدونم چه رغتاری کنم
عزيزم هم درد هستيم.شوهر منم همش به خاله هامو دختر خاله هام چيزاي ناموسي ميگه.كشته منو.من اوايل خيلي ناراحت ميشدم و تعصب داشتم.انقدرررر. گفت كه من بي محل شدم و درام مهم نيست.ديگه هم نميگه
عزيزم هم درد هستيم.شوهر منم همش به خاله هامو دختر خاله هام چيزاي ناموسي ميگه.كشته منو.من اوايل خيلي ...
من که خواهر شوهرشم تو کار عروسمون دخالت نمیکنم میگم بره هر جا که دلش خوشه حالا شوهرم کاسه داغ تر از اش شده، ابرو هم سرش نمیشه جلو مادرش هر چی از دهنش در اومد گفت و رفت شعور نداره
عادی نشده رفتارهای شوشو هنوز ؟مال منم به شوهر خواهرم حساسیت داره الان رفت آمد نمی کنیم.خیلی حس بدیه ...
شوهر من دیوونه است با شوهر خواهرم که از اول مشکل داشت انقدر گفت و بد رفتاری کرد که باهاش فهر کرد و من خونه خواهرم نمیتونم برم به خاطر شوهر بیشورم حالا هم نوبت زن داداشم رسیده، بخدا تعادل نداره روانیه مادر خوذش همش میگه پسرم اخلاق و تعادل نداره بیچاره من که زنشم نمیدونم دیگه چجوری باهاش بسازم
به شوهرتون چه مربوطه که کی کجا میره و با کی میره ...مرد خاله زنک خیلی بده ...اصلا دلیلی نداره روش حس ...
اره من و مامانم که خواهر و مادر شوهریم دخالت نمیکنیم حالا شوهرم کاسه داغ تر از اش شده روانیه با شوهر خواهرم که فهر کرد حالا هم نوبت زن داداشم رسیده، اصلا به اون ربطی نداره عروسمون با کی میره و میاد ازش خیلی بدم اومده احساس زندگی باهاش جز ابنکه منو از همه جدا کنه فایده دیگه نداره
حالا راجع به خانواده خودش بد بگی همچین گارد میگیره گ طرفداری میکنه که حساب نداره بعد به خانواده من هر چی میخواد مبگه، همش مبگم من حیف شدم باید یه زن گیرش میومد همچین افسارشو میکشید که جیک نتونه بزنه، از دوست داشتن من و اروم بودنم سواستفاده میکنه هر چی لایق خودشو و خانوادشه به ما میگه
خب عزیز دلم کار برادرت درست نیست واقعا...اگه شوهرت رو زنداداشت حساس شده بخاطر چون پیش خودش فکر میکنه دلیل پشتش هست نه اینکه خدای نکرده بخوام بگم اون راس میگه منظور من اینه که شوهرت پیش خودش اینطور فکر میکنه ...وگرنه ممکنه طرز زندگی وطرز فکر داداش تو وزنداداشت کاملا متفاوت باشه...عزیز دلم الان از حرفایی که میخوام بگم شاید فکر کنی من یه آدم مذهبی حساسم ولی اینزور نیست من خودم عاشششششق تیپ ومدم عاشق میافرت ودور همی هستم..عاشق راحتی ام واینکه کلا بروز باشم ولی درکل به شخصه مخالف کار داداشتم چون کاملا اشتباهه با دوستای مجردبدون زن وبچه متهلی بری مسافرت ..اگه جای داداشت باشم خیلی هم دوستاشو دوس داشته باشه مسافرتمو با دوستای مجردم مجردی میرم....فدات من باشم با داداشم صحبت میکنم...البته شوهرتم حق توهین نداره.