خانما من دوساله عقدم و قرار بود چندروز پیش بریم خونه خاهرشوهرم یه شهر دیگه نمیدونم چیشد یهویی شوهرم بعد صحبت با خاهرش گفت نریم کلیم توضیح داد که خودش نظرش عوض شده و خاهرش اصرارداره بریم ولی من اصلن اینجوری فک نمیکنم و با وجود علاقه زیادی که ب ابجیش داشتم الان فکرم راجبش منفی شده نظرشماچیه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خانمم کنجکاوی رو بزار کنار .همیشه مثبت باش .اگر اوناهم ببینن تو اینقدر اعتماد به نفس داری که پیگیر چرندیات اونا نمیشی اونام کلا کاری به کارت ندارن .حتی پیش شوهرتم پرس و جو نکن اونم بفهمه نقطه ضعف داری