2821
2789
عنوان

مادر شوهر

332 بازدید | 25 پست

مادر شوهرم مدام منو اذیت میکنه.بعضی وقتا میگم انقد بزنمش.مثلا بلافاصله بعد عروسی بهم گفت.فامیلاتون کادو عروسی کم دادن بعد گفت فامیلاتان دهاتی بودن.بعد یروز همیجوری نشسته بودیم یهو گفت :دست پسرم درد نکنه تو رو گرفت.اونم ده بار پشت هم.بعد یروز رفتیم خونشون حالش بپرسم جلو مهموناش بهم گفت درد پسرم رو سرت.خلاصه هر بار یه غلط اضافه میکنه.تازگی هام دختر عمه ام گفت توی فلان مراسم پیش مامانم(عمه)گفته که عروسم موزیه.به نظرتون چطور باهاش تا کنم.تازه شوهرمم خیلی دهن بینه.همش منتظره ببینه اون چی میگه با من  دعوا کنه.مثلا میگم به این دلیلا نمیام خونشون باهام دعوا میکنه.ا لبته فک میکنم انقد پاچه مردم رو گرفته هیچ کدوم از فامیل باهاش ارتباط ندارن.بعد اون به شوهرش هم بی احترامی میکنه مدام جلو من بهش حرف میزنه و تحقیرش میکنه

تعداد رای : 22
نظرسنجی
دعوتش کنم
1
4%
جوابشو بدم
4
18%
سگ محلش کنم
17
77%

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

مادروشهر من بعد از عروسی فامیلمون رو مسخره کرد یه ادایی در آورد و خندید

منم اصلا بهش نخندیدم جا خورد

خودشو جمع کرد

میشه یه صلوات برای تو دلیم بفرستی ممنون❤️❤️❤️بجای آنکه بی صبرانه در انتظار نه ماه بارداری بمانی ، هر لحظه از این دوران را ببلع ! چرا که شانس این را داشته ای که بهترین موجود جهان را در وجودت پرورش دهی و معجزه خداوند را به نمایش گذاری...❤️❤️❤️
مادروشهر من بعد از عروسی فامیلمون رو مسخره کرد یه ادایی در آورد و خندید منم اصلا بهش نخندیدم جا خور ...

آخه اون منتظر عکس العمل تو بوده ولی این میگه و اصلا براش مهم نیس که من عکس العمل چی باشه

آخه میره فقط حرف منو برای شوهرم میگه بعد اون میاد باهام دعوا میکنه

به شوهرت خب بگو من جلو ی خودش با زبون خودش ج ابشو میدم تو هم حق دخالت نداری منم اوایل خیلی اذیت شدم اما الان جوابشونو جلوی خودشون میدم

به شوهرت خب بگو من جلو ی خودش با زبون خودش ج ابشو میدم تو هم حق دخالت نداری منم اوایل خیلی اذیت شدم ...

خب شوهرم زیاد نمیفهمه.یبار جلوش گفتم چی بهم گفته بعد اصلا بروش نیاورد فقط هنگام کرد اونم زمانی که مادرم فوت کرده بود و هنوز چهلمش نیامده بود و من رو دعوت کرده بود خونشون که مثلا حال و هوام عوض بشه .میگفت داداشت دیدن عقد کم داده

خب شوهرم زیاد نمیفهمه.یبار جلوش گفتم چی بهم گفته بعد اصلا بروش نیاورد فقط هنگام کرد اونم زمانی که ما ...

ببین با شوهرت میری خونش ن مثلا مادر شوهر حرفی زد حس کردی طعنه اس ج ابشو بده بعد بلند بگو رضا بگیا احمد مامان اینجور میگه من اینج ری گفتم درسته دوبار یا سه بار اینجور بگی مادره حساب کار میاد دستش

آخه اون منتظر عکس العمل تو بوده ولی این میگه و اصلا براش مهم نیس که من عکس العمل چی باشه

نه اونم همینطوری داشت میگفت به لحظه منو دید که خیلی جدی دارم نگاهش میکنم جا خورد

شوهرمم قرمز شد 

کار من بد نبود کار مادرش بد بود برای کار مادرش خجالت کشید

کلا جدی باش از این حرفا میزنه تا خودشو جمع کنه

میشه یه صلوات برای تو دلیم بفرستی ممنون❤️❤️❤️بجای آنکه بی صبرانه در انتظار نه ماه بارداری بمانی ، هر لحظه از این دوران را ببلع ! چرا که شانس این را داشته ای که بهترین موجود جهان را در وجودت پرورش دهی و معجزه خداوند را به نمایش گذاری...❤️❤️❤️
2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز