2777
2789
عنوان

مادر شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 332 بازدید | 25 پست

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

نه اونم همینطوری داشت میگفت به لحظه منو دید که خیلی جدی دارم نگاهش میکنم جا خورد شوهرمم قرمز شد&nbs ...

اصلا حساب ازم نمیبره یچفقط یبار گفت تو شانس آوردی ما تو گرفتیم برا پسرمون منم سریع گفتم شما شانس آوردیم.اونم رنگش پرید و هیچ نگفت.اخه خانواده ما خیلی بالاتر از اونا هستیم

جواب بده  غیر محترمانه جواب بده اون فکر کرده تو بی زبونی با شوهرت دوس بودی؟

نه اون خودش برا پسرش آمد خواستگاری .خیلی سنتی ازدواج کردیم.پسره هم فقط مامان ایناش براش دنبال دختر بدون.عین منگل ها.خودش اختیاری از خودش نداشته.اره فک کنم میگه این مظلومه هر جور دلم میخاد بهش بکنم

نه اون خودش برا پسرش آمد خواستگاری .خیلی سنتی ازدواج کردیم.پسره هم فقط مامان ایناش براش دنبال دختر ب ...

خب پس تو انتخاب خودش بودی

چه کرمی داره دیگه

چقد حرصم گرفت

یبار بشور بذارش کنار، شوهرتم آدم باشه طرف حق رو میگیره

دير اومدي نخوا زود برو    
اصلا حساب ازم نمیبره یچفقط یبار گفت تو شانس آوردی ما تو گرفتیم برا پسرمون منم سریع گفتم شما شانس آور ...

عزیزم مشخصه که خیلی بی پروا صحبت میکنه 

جوایشو خیلی نده♥️♥️

میشه یه صلوات برای تو دلیم بفرستی ممنون❤️❤️❤️بجای آنکه بی صبرانه در انتظار نه ماه بارداری بمانی ، هر لحظه از این دوران را ببلع ! چرا که شانس این را داشته ای که بهترین موجود جهان را در وجودت پرورش دهی و معجزه خداوند را به نمایش گذاری...❤️❤️❤️

هفته  قبل رفتم بیمارستان فارابی برای چشم  صحنه جالبی دیدم  یه پیرمرد با یه زن ومرد یه پسر بچه بودن    بعد   ماهارو  چند نفری فرستادن داخل برای معاینه نشستم رو صندلی تا صدام کنن  این خانم جلوتر بود  رفت  تا معاینه بشه  خانم دکتر به پیرمرده گفت باید دخترتون عمل بشه  امروز باید بستری بشه   چون دیابتش زده به چشمش   ازمایش  با عکس اینها باید بگیره پیرمرده گفت عروسم  دیشب از شهرستان امدیم  تعجب کردم رفتارش  اینها  فکر میکردم دخترش  این   خانم امد کنارم نشست تا شوهرش پدر شوهرش کارها انجام بدن فضولیم گل کرد  بحث باز کردم چی شده گفت دیابت دارم  زده به چشم با شوهرم پدر شوهرم از    اصفهان امدم میگفت  میگفت پدر شوهرم مادرشورم جوری  به من اهمیت میدن که حتا پدر مادرم این کار نمیکنن  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108