دوست خوبم معلومه روحیه ی شکننده ای داری..و همسرتو خیلی دوست داری..میخوام یه چیز بگم و برم واسه نماز..ببین عزیزم من خیلی اینطور بودم الانم کمو بیش هستم ولی اینو میگم چون تجربه ی خودمه یه مدت ایمانم بشدتتتت ضعیف شد رفته بودم تو فازای دیگه..از اون روز به به بعد،شدم یه آدم فوق العاده حساااس بدبین به همه چی به همه چی بدترین و منفیترین افکارو داشتم..ببین دوستم ما خدایی به این مهربونی و بزرگی داریم..بسپر همه چی رو به خودش بگو خدایا تو هستی میبینی همه چی رو سپردم به تویی که هزاران بار از یک مادر واسه من مهربونتری..اگه به این درک برسیم دیگه نگران هیچی نیستیم..حیف نیست بهوای بخواطر این افکار پوچ و بیهودی زندگیتو سرد کنی..میتونی با یاری خدا همه چی رو عاالی کنی..ناامید،نشو تحت هییچ عنوانی..یا علی بگو و افکار مسمومو بریز دوور..تو میتونی بهت قول میدم میتونی..از امروز به خودت قول بده..همه چیتو زندگیتو خودتو شوهرتو بسپار به اون بالایی که بهترین محافظه عزیزدلم