دفتر خاطرات 6 سال قبلمو پیدا کردم :) همش نوشتم کاش من و علی تا آخر عمر با هم بمونیم :| حالا نموندنمون هیچ :( چرا هر چی فکر میکنم یادم نمیاد علی کیه ؟ :/
یه پسره تو راه مدرسه میفتاد دنبالم خیلی زیاد میزد سنش.بعد چند وقت دیدممادرشو آورده جلو مدرسه پسره بی فرهنگ.مادرش اومد باهام حرف بزنه منم قهوه ایش کردم رفت😂😂
😂😂😂خيلي سال پيش يكي بهم زنگ زد خودشو معرفي كرد و كامل منو ميشناخت اما من اصلا نميشناختمش، گفت براي پيشنهاد كار فردا صبح ساعت ٨:٣٠ تئاتر شهر باشيد( من رو هم تو همون تئاتر شهر ديده بود) منم صبحش رفتم و توي ترياي تئاتر شهر نشستيم و حرف زديم و گفتم بقيه گروهتون كجان كه يهو گفت راستش كار بهانه بود ميخواستم اگر اجازه بديد بيشتر آشنا بشيم البته نه براي دوستي براي ازدواج، چشمام داشت از حدقه ميزد بيرون هشت و نيم صبح آخه؟؟بعد طرف قدش نصف من بود و كلا از نظر ظاهر فاجعه بود اما تا دلتون بخواد اعتماد بنفس داشت ، برگشتم خونه شاكي بودم به مامانم گفتم گفت وا مگه كله پزه؟؟؟؟هنوز مامانم گاهي توي تيتراژ ها اسمش رو ميبينه ميگه اِ همون كله پزه😂😂😂
Legend says When you can'tsleep at night,It's because you're awake in someone else's dream