عزیزم شما بهتره حرفی نزنی اگه برادرت چیزی هم گفت بگو من خواهرتم نمیتونم طرف عریبه رو بگیرم پس صددرصد پشت توام توام اگ زندگی تو میخوای برو مشاوره هرچی گفت انجام بده ولی اگ نمیخوای دیگه این پیغوم پسغوم هارو تموم کنید برید دنبال زندگیتون
برادر منم این مصیبتهاو کشید دقیقا هم خانواده عروسمون همینجور بودن اگ ما چیزی میخریدم برا عروسمون و فامیلاش نبودن ک ببینن انگار کم گرفتیم ولی اگه سنگین میکردیم میگفتن وظیفشون بوده ماهم دستنگه داشتیم تا وز زن اسمش زهرا بود و منگفته بودم ماهم یه چیزی بخریم اسمش زهراست ولی یه سری حرف و حدیثا ک شد هیچی نخریدیم اونجاهم تا تونستن مادر و دختر برادرمو اذیت کردن داداشمم براش نیم سکه گرفته بود برداشت امد خونه یه روز ک نشسته بودیم گفتیم چرا همچین کردی گفت زشته ادم سکه دست بگیره ببره برا زنش گفتیم مگه مهم اون چیزه همین ک یادت بوده باید خوشحال میشدی بعدگفت اسمم زهرا بوده چرا چیزی نگرفتین ماهم گفتیم تو مگه برا ما چیکار کردی جز توهین و بی ادبی و حاصر جوابی
منم فقط به خودش گفتم ببین اسمت میخواد هرچی باشه ولی وقتی شرف اون اسمو نداری چرا باید هدیشو بگیری گفتم تا یاد نگیری هم دیگه اینور کسی بهت نمیرسه
حتی ب پدرم گفتم هرچی میخوای بدی عروست بده به پسرت تا اون راحت باشه چرا عروس ک فردا ببره حرفی هم شد بگو دادام ب پسرم ک تو راحت زندگی کنی
الان براش جورابم بخری خر ذوق میشه چون متوجهش کردیم به ارزش اون چیز نیست ارزش خودته