خودم دارم تو عقد جدا میشم. بعد ۳۱ سال مجردی بلاخره ازدواج کردم یه دو جنسه خائن گیرم اومد
زن استادم رو دیدم ک از طریق استادم استخدام هم شده اومده همکار منم شده. انقد پر غرور بود ک هیشکیو از جمله من رو آدم حساب نکرد. ولی چون بواسطه شوهرش موقعیت خیلی خوبی داره همه درصدد آشنایی باهاشن. تازه کوچیکتر از منه.
من بعد عمری ازدواج کردم اون هم ب موقع ازدواج کرده هم با بهترین موقعیت
اصلااا کاری با این ندارم ک شاید از درون بدبخته.... فعلا دارم ظاهر زندگی خودمو با ظاهر زندگی اون میگم . داشته های اون در مقابل داشته های من......
اصلا هم نمیخوام بگم خداروشکر ک از دست همچین مردی خلاص شدم چون خیلی راحت خدا میتونست اصلا این عوضی رو سر راهم نزاره