محل کارت ببینی مسئولت تو یه اتاقه و درو ببنده که نبینیش بعد کارش داشته باشی صداش کنن بیاد اونم اومده یه چیزی میخایی که باید بهت یاد بده اونم رفته بگیره بعد پشتش بهت بزنه تو سرش چه فکری میکنید راجع به این صحنه خیلی رو مخم رفته این قضیه یعنی من انقدر مزاحمشونم انقدر ازم بدشون میاد 😣😣😔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدی است که لابه لای موهایمان داریم...به همه می گوییم ارثیست...به قول هاینریش بل درد دارد وقتی ساعتها مینشینی و به حرفهایی که هیچ وقت قرار نیست بگویی. فکر میکنی...
رفتم محل کارم تا وارد شدم و رئیسم منو دید درو بست که من نبینمش منم کارش داشتم باید یه چیزیو بهم یاد میداد حتما صداش کردم باید از روی یه ابزار بهم یاد میداد رفت که ابزار بیاره دیدم زد رو سرش