2777
2789
عنوان

زلزله

| مشاهده متن کامل بحث + 876 بازدید | 76 پست
زلزله خیلی وحشتناکه  انشاءالله کسی تجربش نکنه  ادم تا چند ماه توهم زلزله داره  از ...

من بخدا بشدت مریض شدم

بخدا حدودا چندماه تا صبح بیدار بودم

که حداقل بچمو فورا بغل کنم

😷😤عضو کمپین مبارزه با کلمات خیلی تهوع آورِ  شوشو😩😫😖😲😦😷😷آقاااااااااایی😤😤😷😷عجقم😈😈عجیییییییییجم😮😮سِز😤😷😲😷😷پِری😲آز😦😷😤آخایی😷😷

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

شوهر من باغینه  اونجاهام زلزله اومده بود ؟

نه باغین نزدیکه کرمانه خیلی اینجا شدت نداره

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی    خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد

خوب خانمای باردار درسته که با شنیدن این مسائل به هم‌میریزید

ولی شاید یه خانم بارداره کرمانشاهی جای شما باشه و متوجه این موضوع نشده باشه به نظر من خیلی خوبه که اینجوری اطلاع رسانی میشه بهشون که حواسشون رو جمع کنن بیاید یکم همدیگرو درک کنیم 

تیکر تولد یک سالگی دختر قشنگم                                            

چه عیبی داره بقیه آگاه شن  امادگی داشته باشم!!!

"برای اینکه مردم در خط نگه‌داشته شوند، آن‌ها باید گرسنه، نیازمند، بی‌سواد، و خرافی نگه‌داشته شوند. اگر فرزند بقال باسواد شود، او نه‌تنها به سخنرانی من انتقاد خواهد کرد، بلکه واژه‌های بدیعی را نیز بکار می‌برد که نه شما و نه من نمی‌توانیم آن را بفهمیم … چه اتفاقی می‌افتد اگر کودک علوفه‌فروش باهوش و توانا باشد و کودک من، ...،تنبل و احمق باشد؟"

ن

"برای اینکه مردم در خط نگه‌داشته شوند، آن‌ها باید گرسنه، نیازمند، بی‌سواد، و خرافی نگه‌داشته شوند. اگر فرزند بقال باسواد شود، او نه‌تنها به سخنرانی من انتقاد خواهد کرد، بلکه واژه‌های بدیعی را نیز بکار می‌برد که نه شما و نه من نمی‌توانیم آن را بفهمیم … چه اتفاقی می‌افتد اگر کودک علوفه‌فروش باهوش و توانا باشد و کودک من، ...،تنبل و احمق باشد؟"
خوب خانمای باردار درسته که با شنیدن این مسائل به هم‌میریزید ولی شاید یه خانم بارداره کرمانشاهی جای ...

ممنونم از درک و شعور بالای شما عزیزم

بخدا من قصد بدی نداشتم

همه ی ما زلزله زده ایم

😷😤عضو کمپین مبارزه با کلمات خیلی تهوع آورِ  شوشو😩😫😖😲😦😷😷آقاااااااااایی😤😤😷😷عجقم😈😈عجیییییییییجم😮😮سِز😤😷😲😷😷پِری😲آز😦😷😤آخایی😷😷
خوب خانمای باردار درسته که با شنیدن این مسائل به هم‌میریزید ولی شاید یه خانم بارداره کرمانشاهی جای ...


من تازه حجابمو زدم برا خواب  

"برای اینکه مردم در خط نگه‌داشته شوند، آن‌ها باید گرسنه، نیازمند، بی‌سواد، و خرافی نگه‌داشته شوند. اگر فرزند بقال باسواد شود، او نه‌تنها به سخنرانی من انتقاد خواهد کرد، بلکه واژه‌های بدیعی را نیز بکار می‌برد که نه شما و نه من نمی‌توانیم آن را بفهمیم … چه اتفاقی می‌افتد اگر کودک علوفه‌فروش باهوش و توانا باشد و کودک من، ...،تنبل و احمق باشد؟"
نه باغین نزدیکه کرمانه خیلی اینجا شدت نداره


خداروشکر 

مرسی عزیزم ❤❤❤

یعنی اگه اینجا شـارژ و ذغـال قلیـونم بفروشن          من دیگه جایی نمیرم                                          یه پـتو میکشم سرم همین گـوشه میخابم   
چه عیبی داره بقیه آگاه شن  امادگی داشته باشم!!!

ممنونم از درک.و شعورتون عزیزم

😷😤عضو کمپین مبارزه با کلمات خیلی تهوع آورِ  شوشو😩😫😖😲😦😷😷آقاااااااااایی😤😤😷😷عجقم😈😈عجیییییییییجم😮😮سِز😤😷😲😷😷پِری😲آز😦😷😤آخایی😷😷
من بخدا بشدت مریض شدم بخدا حدودا چندماه تا صبح بیدار بودم که حداقل بچمو فورا بغل کنم

منم پنجم دبستان بودم  توی مدرسه وقتی زلزله شد  خیلی زیاد بود شدتش

🌺 خدایا شکرت 🌺                                        
ممنونم از درک و شعور بالای شما عزیزم بخدا من قصد بدی نداشتم همه ی ما زلزله زده ایم

میدونم شما قصد بدی نداشتی.ایشالا خدا مواظبتونه امسال❤ دوستامون باید یکم تو این شرایط درک کنن و خودشون رو جای بقیه بگذارند ولی نمیدونم چرا متاسفانه تو همه تاپیک تهش سر هرچیزی دعوا درست میشه

تیکر تولد یک سالگی دختر قشنگم                                            
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز