2777
2789
عنوان

جو روانی🙄

226 بازدید | 35 پست

بچه ها جو روانی تاپیکای خیانت،حرفای خانواده شوهر خیلی زیاده باورکنین خیلی حس بدی داره

میدونم میخواین درد ودل کنین ولی رو اعصاب خیلیا تاثییر میذاره نذارین اینارو خدایی😔من سعی کردم دیگه نخونم چون بیشتر حس منفی بهم میده فکر کنم رو خیلیا اثر گذاره نه فقط من

احساس سوختن به تماشا نمیشود. آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم !

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وارد این تاپیکا نشید عزیزم. 

منم میخواستم همینو بگم دقیقا 

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️

من اصلا نمیخونم

مخصوصا خیانت

تاپیکهای خانواده شوهر که غالبشون لوس بازیه،سر هز چیزی دعوا راه میندازن،اییییییش😂

من با چشم خودم دیدم هر کس هر کسی رو قضاوت کرد، با گذشت زمان بدتر از اون شد، اینو اینجا نوشتم یادم بمونه کسی رو سرزنش نکنم🤐

روی بعضیا تاثیری نداره از جمله خودم ممکنه ی حرفی توش زده بشه که فایده داشته باشه اگه تاثیر بدی داره و حساسی نرو اصلا

      نیازی نیست انسانها را امتحان کنید کمی  صبر کنید خودشان امتحانشان را پس میدهند 

خب من خودم میرم کلی میخندم ..ن ک خانواده شوهرم‌خوب باشن کلیم چندشن ولی میمونم چرا اینجا جواب نمیدن گریه میکنن خودما میزارم جاشون چارتا حرف بار طرف دوست نی نی سایتی میکنم

https://www.ninisite.com/discussion/topic/2069985/%d9%85%db%8c%d8%ae%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%b5%d9%87-%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d8%b1%d9%85%d8%a7-%d8%a8%da%af%d9%85

من تازه فهمیدم خیلیاشون دروغه و اون کاربرایی که تاپیک درمورد خیانت میزنن بعضیاشون ازاینکه این داستان های خیانت رو اینجا تاپیک میزنن  قصدشون این هست که اینکارو  اشاعه دهند

 یک خانومم که حجته مسلمانی ام امام حسین علیه السلامه این جمله را توی فیلمِ روز واقعه ازیک نصرانی که شاهد واقعه ی کربلا بود شنیدم
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز