شوهرم میگفت دوتا از عمه های من حق ندارن پاشونو بذارن تو تالار شب عروسی ولی دوتای دیگه حق دارن برعکس شد کاری کردم ک اون دوتا هم روز گهیزیه برون اومدن هم یکیش عروساشو اورد شام دادیم ب همشون و همشب عروسی و پاتختی اومدن چون نامزد بودم گفتم یه کلام عزیزم در مورد این مسائل مهمونا و جشن و ...بابام میدونه کیو دعوت کنه با بابات والسلام!!!
اما گلم من نامزد بودم هنوز الان شما شوهرت اختیار داره خب دیگه پدراتون کاره ای نیستن اگه خودتم موافقی نری و از دخترعموت بدت میاد لج نکن ک بگی پس عروسیفامیل توام نمیام این منطق توش نیس بچگانه اس خب اگه فامیل اونم سوسه اومد حق دارین نرین...درضمن اگه دوس داری بری با زبون و قلق خودش راضیش کن ب هیچکس جز شما دوتا ربطی نداره وقتی بگو ک اعصابش آرومه