سلام لطفا این داستان را بخوانید این داستان زندگی یک بانوی عزیز است پر از فراز ونشیب
لازم نیست باور کنید ولی یک حقیقت است
سلام من سپیده هستم
دانشجوی رشته ژنتیک سال دو دانشگاه من شیفته پسری بنام محمد هستم پسری که نه کا رخداد و نه تحصیلات فقط زیبایی و بس
اولین بار با هم تو سالن فرهنگ موسیقی دانشگاه آشنا شدیم من دف میزدم و محمد گیتار
دوستم تمام سعیشو رو کرد که محمد را جذب کند اما محمد منو انتخاب کرد پسری حتی دیپلم نداشت به همراه دوستش اومده بودند دانشگاه و هم نوازی میکردند