بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
الهی خدا خودش دلتون رو آروم کنه, کامنتا رو خوندم اشکام ریخت. من از مامانم دورم, هفته ای نیست که برا دلتنگیم گریه نکنم البته یواشکی و دور از چشم همسر و دخترم.
اوف بخدا اینقد دوست داشتم بدونم الان چیکار میکنه دوسه ماه اول خیلی خیلی سخت بود همش فکرمیکردم الان تنهاست گریه میکردم میگفتم تنها توی یه مترجا خوابیده شوهرم هی میکفت جسم مهم نیست روحش تو بهشته ولی اصلا به خرجم نمیرفت هی میکفتم الان دستاش کجاست؟ چشماش؟ تک تک اعضای بدنش جلو چشمم میومد
الهی خدا خودش دلتون رو آروم کنه, کامنتا رو خوندم اشکام ریخت. من از مامانم دورم, هفته ای نیست که برا ...
خدا حفظشون کنه و ۱۲۰ ساله بشن ، برا دختر هیشکی مادر نمی شه ، مامانم همیشه به من می گفت حق نداری غصه بخوری هر وقت من مردم غصه بخور ، من بعد مرگش من همش غصه خوردم
ممنون اوف بخدا اینقد دوست داشتم بدونم الان چیکار میکنه دوسه ماه اول خیلی خیلی سخت بود همش فکرمیکردم ...
می دونی من از جای مامانم خیالم راحته ، راهیه که همه می ریم ، ولی نیاز بهشون ، نبودنشون برا ما سخته ، وگرنه اونا رفتن جای حق خودشون ، برا ما بازمانده ها نداشتنشون سخته
می دونی من از جای مامانم خیالم راحته ، راهیه که همه می ریم ، ولی نیاز بهشون ، نبودنشون برا ما سخته ، ...
وقتی فوت شد من خیلی براش گریه کردم ازاین میسوختم که این دنیا هیچ خوشی براش نداشت همش نگرانی استرس نه تفریح داشت نه هیچ خوشی خیلی مظلوم بود ان شالله اون دنیا خدا براش جبران کنه
من در حسرتشم ، وقتی بود دوستم بود ، محرم اسرارم بود ، همه چی و براش می گفتم ، اما الان... فقط باید یواشکی گریه کنم ... الان داشتم برا پسرم لالایی رو که مامانم همیشه برامون می خوند می خوندم یهو زدم زیر گریه ...
ممنون اوف بخدا اینقد دوست داشتم بدونم الان چیکار میکنه دوسه ماه اول خیلی خیلی سخت بود همش فکرمیکردم ...
میفهمم. ما نگران اونا و اونا دعاگوی ما. چقدر دلم تنگه خدا. مادر من تو اوج مظلومیت رفت هیچکدوم کنارش نبودیم تو آی سی یو و به بدترین شکل دچار حمله آسم شد بمیرم براش