اونم بخاطر اینکه خونه مادرشوهرم به شوهرم گفتم عقده ای بازی در میاری ،،،و کسی نشنید ولی این میگه بقیه شنیدن و سرسفره برای همچشم و ابرو میومدن ،،، دیگه اونجا با من حرف نزد منم سرم تو گوشی بود تا وقتی اومدیم خونه ، حرف نزد باهام شی خوابیدیم صبحش بی خداحافظی رفت ولی ساعت ده صبح بهم زنگ زد و درمورد کارش حرف زد و باز ظهرش اومد تو قیافه بود و قهر منم سریال نگاه کردم و خوابیدم اونم رفت مغازه ، باز دیشب اومد همچنان تو قیافه منم نشستم رفتم توگوشی اونم رفت تو اتاق ، رفتم ک بگم فکر کردی ایندفه هم مثل همیشه میام خواهش میکنم ک حرف بزنی کور خوندی ...
یهو وسط حرفم گفت خفه شو برو گمشو بیرون ، منم خیلی عصبانی شدم و گفتم خودت گمشو فک کردی کی هستی ک اینطوری رفتار میکنی جو چی گرفتت، دیگه اون گفت تو آدم نیستی ادب نداری خوشم نمیاد پیش بقیه بمن بی احترامی کنی ،،گوشیشو زد به دیوار کفتم اصلا نمیخوام دیگه باهات زندگی کنم بچه رم میندازم گفت هر طور راحتی من دیگه نمیکشم زنگ بزن بابات راحتم کنه خسته شدم ازت ،،، منم رفتم تو اتاق دیگه دراز کشیدم، اومد تواتاق از تو کمد یه گوشی ساده دیگه بود هی میگشت من بلند شدم دادم بهش باز رفت دوباره اومد گفتم نیا دیگه نمیخوام ببینمت درم محکم زدم باز اومد تو ک ببین میزنمت ک بمیری گفتم بیخود کردی ، گفت زنگ بزن بابات گوشیمو برداشتم کفت گوشیتوووو جلووووو من در نیارا ، همش سرت تو گوشی اینجا تو گوشی خونه بابا تو کوشی ، گفتم از تو یاد گرفتم ، بعدم من دوست پسر ندارم ، گفت خیلیه خب میدونم چکار کنم با گوشیم تا بفهمی ، گفتم هر کاری کنی منم تلافی میکنم اصلا میارم تو همین خونه ، حمله کرد بهم گفت خفه شو ج ن د ...گفتم مادرته ، خودشو انداخت روم دهنمو نگه داشت چنگ انداختم بعدم شدید جیغ زدم ، از ترس ک همسایه پایینی نیاد ولم کرد ، بعدم شروع کرد به گررررریه وحشتناک ، رفت تو هال کارد برداشت رو دستش کشید یکم خون شد ، منم در اتاق بستم یه ده دقیقه بعد اومد ، بغلم کرد گریه کرد ، باز رفت توهال « فقط ببینید جقدرررر رفتاراش عجیب غریب بود @»
تو هال داد میزد خدایا دارم میمیرم سرم داره میترکه ،،،
باز گریه ، دلم سوخت رفتم کنارش گفتم برو از پیشم ، من رفتم تو اتاق اومدگفت بیا پیشم ، رفتم پیشش ، گفتمچیزی مصرف کردی گفت نه بقران ،
بعد بیست دقیقه بلند شد چایی گذاشت منم گفت بیا جایی ، فیلم گذاشت ، شام خورد ، بعدم خوابیدیم ، صبحم خیلی مهربون بود بعدم چایی خورد خدافظی کرد رفت !!!!
نظرتون چیه ؟
آیا این رفتارها انعکاس رفتار بد منه یا مشکل ریشه ایه ؟؟؟
هر گونه نقدی پذیرفته است