این پسره همه کار واسه من میورد میبرد میورد ش.ا.ر.ژمیخرید و....
همکلاسی من که اینو دیده بود همش میگفت خوش به حالت چرا همیشه چیزای خوب واسه توئه هرچی گدا و بدبخته گیره من میاد
تا اینکه پسره همکلاسیه منو با پسرخالش آشنا کرد
اوناهم باهم بودن تا یه روز که من با همکلاسیم قرار داشتم که ازش جزوه بگیرم هرچی بهش زنگ میزدم جواب نمیداد