2821
2789

ی استاد عوضی داشتم لج کرد ... منو ترم اول انداخت ...چون خیلیا رو انداخته بود یکی از بچه ها تو خیابون دیده بودش کتکش زده بود ... گفته بود از طرف اونای که الکی بهشون نمره ندادی  

اندر دل من درون و بیرون همه او است   اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست   اینجای چگونه کفر و ایمان گنجد   بی‌چون باشد و جود من چون همه اوست  

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

استاد نه... با استادام خوب بودم. ولی یه دبیر داشتم. اونم لج نکرده بود...هدفش یه چیز دیگه بود!   به هر ترفندی که شده نمره مو کم کرد که مجبور بشم یه ترم دیگه سر کلاسش بمونم. منم ترم بعد اون درس رو به عنوان دانش آموز مهمان رفتم یه دبیرستان دیگه. ضایع شد!

زنده باد هیولای اسپاگتی پرنده!

تو همه دانشگاهها هستن عکس العمل من سکوت کامل و تحریک نکردنشونه. یک خانم دکتر زشت و جیغجیغو بود فقط با دانشجوها دعوا میکرد منکه لحنشو طی کار دونفره دیدم ساکت شدم تا اونروز بگذره. اولش هی از رو عادت به من میگفت چرا با من یکی بدو میکنی چرا داد میزنی چرا وسط حرف استاد میپری چرا انقدر پررویی... بعد دید من کلا سایلنتم دیگه نتونست ادامه بده و اونهم ساکت شد

تو همه دانشگاهها هستن عکس العمل من سکوت کامل و تحریک نکردنشونه. یک خانم دکتر زشت و جیغجیغو بود فقط ب ...

بهترین کارم همینه   ابله

لطفااا برای حاجت رواییم یه صلوات بفرست مهربون❤️🙏❤️

استاد نه... با استادام خوب بودم. ولی یه دبیر داشتم. اونم لج نکرده بود...هدفش یه چیز دیگه بود!   ...


  :-)

لطفااا برای حاجت رواییم یه صلوات بفرست مهربون❤️🙏❤️

ی استاد عوضی داشتم لج کرد ... منو ترم اول انداخت ...چون خیلیا رو انداخته بود یکی از بچه ها تو خیابون ...


  :-)

لطفااا برای حاجت رواییم یه صلوات بفرست مهربون❤️🙏❤️

چه طوری    


ترمای اول بابای خدابیامرزم مریض بود بیمارستان منم تاصبح بالاسرش بودم نشدخوب بخونم منوانداخت بعد گفته بود بهش بگید بیاد دفترم منم هیچوقت واسه نمره نمیرفتم پیش استادارفتم پیشش گفت چرا کم شدی حالا من سیزده ایناگرفته بودم گفتم اینجوری بود نشد بخونم گفت بابات مهمتربود یا درست گفتم صددرصد بابام گفت پس منم یه نمره بهت میدم مشروط شی گفتم بقیه نمیره هام اینقدر خوب هست مشروط نشم اخرش بهم سه داده بود نکبت ترم اخر مراقب سرجاسه بود مام استاد گفته بود اپن بوک بچه ها جزوه و کتاب اورده بودن من یه برگه کاغذ تو ردیف یه گروه دیگه بود شماره صندلیم اومد بالا سرم منم کاغذمو زود قایم کردم گفت چیکارمیکنی گفتم اومدم رستوران دارم ناهارمیخورم نمیبینی گفت الان نشونت میدم رفت رییس اموزشو اورد گفت تقلب میکنه منم خودمو زدم مظلومیت گفتم هرچی بهش توضیح میدم اپن بوکه نمیفهمه جلو اینهمه ادم تحقیرم کرده و خلاصه کولی بازی مجبورش کردن ازم معذرت بخاد جلو همه.هی یادش بخیر الانم بتونم حال قوم شوهرو بگیرم عالیه🤣🤣🤣

بلاهای دیگم سرش دراوردم زیاده ولی اینکه مجبور شد بااون همه غرورش و خودخواهیش جلو اونهمه دانش اموز بگ ...

بد   کرده واقعا ۱۳ رو داده ۳  خوب حالشو جا اووردی:-)به امیدپیروزی بعدی

لطفااا برای حاجت رواییم یه صلوات بفرست مهربون❤️🙏❤️

دیگه دانشگاه تموم شد ولی یادش بخیر خیلی خوش گذشت

من که تازه شروع کردم به این نتیجه رسیدم تاحد زیادی شبیه همون مدرسست ;-)

لطفااا برای حاجت رواییم یه صلوات بفرست مهربون❤️🙏❤️

2824
2823
2791
2779
2792