یه خواستگار پزشک داشتم که خیلی هم مصر به ازدواج بود. ولی خانوادم گفتن به صلاحت نیس باهاش ازدواج کنی و ما حتی با هم صحبتم نکردیم و من هیچوقت نفهمیدم چرا به صلاحم نبوده. این قضیه مال چند سال پیشه. الان اون پزشک معروفی شده گاهی تو جمع صحبت میشه اسمش میاد بابام زیرچشمی منو میبینه که ببینه واکنشم چیه. چرا اونوقت؟ چند چندن با خودشون؟