امیدوارم همینطور که میگی باشه
مادرشوهر منم کلی کار میکنه ولی یه سیاستی داره
من ساده وارد شدم گفتم بیچاره اینقدر میشوره میپزه عروسه از جاش بلند نمیشه ظرف خودشو جمع کنه
بعدا فهمیدم عروسه دلش خونه و مادره با سیاست سر میبره
منی که مثل دخترش شدم و نمیزاشتم دست به سیاه و سفید بزنه کلی عذابم داد حالا منم شدم لنگه عروس اولش دست به هیچ نمیزنم مثل مهمان میرم خونشون و میام
اصلا هم واسه غذا نمیرم خونشون فوقش یکساعت بمونیم