2777
2789
عنوان

دزدی😱

| مشاهده متن کامل بحث + 595 بازدید | 57 پست
اره نمیدونم چرا مامان باباهامون  ولمون میکردن راحت تو خیابون😐من الان ب اونموقعخ فکر میکنم تنها ...

دقیقا والا منم فکر میکنم چطور انقد دل گنده بودن

احساس سوختن به تماشا نمیشود. آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم !

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

يه بار ما رفته بوديم مشهد با مامانم، بعد خواهرم دلتنگ بابام بود گفت بريم از جلوي مهمانسرا از تلفن عمومي به بابام زنگ بزنيم سه تايي راه افتاديم بطرف باجه تلفن اما خيلي شلوغ بود صف بود يه مرد افغان اومد به خواهرم گفت بيايين من ميرم از تلفن ميدان نزديك حرم زنگ بزنم اونجا خلوته باجه اش😐

خواهرمو داداشم راه افتادن دنبال يارو دست منم گرفته بود آبجيم  ميكشيد كه زودتر برسيم به تلفن، يهو به آبجيم گفتم نكنه اين يارو دزده مارو كجا ميبره؟؟؟ تازه دوزاري خواهرم افتاد گفت واااي راست ميگيا😰

برگشتيم فوري، يارو ول نميكرد كه همش افتاده بود دنبالمون كه بياييد نزديكه الان ديگه ميرسيم😑

پ ن؛ من ٧ سالم بود خواهرم راهنمايي ميخوند🤕

منظورت چیه ؟ فکر می‌کنی سرکاریه  نخیر خونمون ویلاییه بعد چوب آتیش دار و انداختن تو حیات خونمو ...

نه باور کردم عزیزم چشم غره ب اونابود😂

احساس سوختن به تماشا نمیشود. آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم !
يه بار ما رفته بوديم مشهد با مامانم، بعد خواهرم دلتنگ بابام بود گفت بريم از جلوي مهمانسرا از تلفن عم ...

خاک ب سرم نقشه داشته

احساس سوختن به تماشا نمیشود. آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم !

يه بارم لنگ ظهر بود داشتم دم در خونه امون بازي ميكردم تنهايي ، ٥ سالم ميشد ، ديدم يه يارو نره غول اومد نزديك من شد گفت كوچولو منزل آقا اميد رو ميشناسي؟؟؟ منم گفتم نه بازور بهم ميگفت تو بيا با من بريم بهم نشون بده مال اين محلي😑

نميدونم از كجا به ذهنم رسيد گفتم بذار به داداشم بگم بياد راهنماييت كنه، گفت داداشت بزرگه گفتم آره همسن شما ميشه( دروغ گفتم داداشم كوچولو بود ابتدايي ميخوند)😂

يارو ترسيد گفت نميخواد خودم پيدا ميكنم و با سرعت دويد از اونجا دور شد

يه بارم لنگ ظهر بود داشتم دم در خونه امون بازي ميكردم تنهايي ، ٥ سالم ميشد ، ديدم يه يارو نره غ ...

😒عوضی مریض

احساس سوختن به تماشا نمیشود. آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم !
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز