منم یه بار رفته بودم خونه عموم اینا بعد با دختر عموم رفتیم پارک نزدیک خونشون سر ظهر هیشکی ام نبود تو خیابون😟
من سوار تاب بودم دختر عموم روبروم داشت سرسره بازی میکرد منو چند بار صدا زد گف بیا ...منم تازه این جمله رو یاد گرفته بودم با اکراه میگفتم😆دکتر میره پیش مریض؟ یا مریض میره پیش دکتر؟؟( ینی تو کار داری تو باید بیایی پیشم😂)
بعدش با عصبانیت اومد منو برد گف خاک تو سرت پشت سرت یه مرد و زن نشسته بودن هی داشتن بهت نزدیک میشدن😖😖
تا اینو گف دیدیم اون مرد و زن دارن میان طرف ما😨😨
ماهم الفرار هاااااا ...ولی خدا رحم کرد خیلی قیافه هاشون ترسناک بود😭
فقط اون حرفی ک بهش میزدمو یادم میوفته گوشت تنم میریزه😐