استارتر درکت میکنم خواهر منم ۷سال ازم بزرگتره زندگیش هزار مرتبه از من عالیتره مامانم همیشه دست کمکش بوده جهیزیه بهش داده سیسمونی داده کادوی عقد و عروسی و پاگشا و چی و چی اما واسه من هیچ کدوم ازینا نبوده همیشه تنها بودم با سختی رو پای خودم ایستادم بازم هیچی ندارم در حدی که فقط گذران میکنیم بازم بقدر این خواهر حسودیه منو میکنه و عقده داره که نگوو مدامم به مامانمم میگه اونو بیشتر دوست داری بهترتحویل میگیری در حالی که فقط مادرم بامن راحت تره زحمتهاش واسه منه تحویل گرفتن ها و اهمیت دادن ها واسه اون منم تازگی ها روابطمو خیلی کم کردم و بهش اهمیت نمیدم خودم اینقدر مشکل و درگیری دارم که نمیتونم خودمو درگیر عقده ها ی روانی اونم بکنم