⛔️ نان و موشک!
✍️ احسان محمدی
◀️ مشکلات مثل صدها عنکبوت چندش آور از سر و کول مان بالا می روند، صبح که بیدار می شویم به جای اینکه مثل #سیروان_خسروی داد بزنیم «دوست دارم زندگی رووووو»!، غرغر می کنیم که باز یک روز پر استرس دیگر شروع شد!
◀️ فردایمان معلوم نیست، فردا که سهل است، ده دقیقه دیگرمان هم معلوم نیست، گرانی، عدم توان برای مدیریت مشکلات اقتصادی، نگرانی و استرس و ... قامت همهمان را در هم شکسته است.
مدام به هم در خیابان و فضای مجازی پرخاش می کنیم. انگار درون مان برای تلخی ها و واژه های دُرشت دیگر جا ندارد و باید برون ریزی کنیم ... .
◀️ بیشتر آدم ها وقتی در این شرایط قرار می گیرند به جای صبر، عجله می کنند، به جای شنیدن تحلیل، نظرشان را تحمیل می کنند، به جای امیدواری، ناامید می شوند ... این اتفاقات طبیعی است. واکنش های روحی به کنش های مخرب بیرونی.
برای همین مسائل را قاطی می کنیم. اولویت های کشور را بر اساس علاقه مندی های خودمان می چینیم و به قول جوان ترها «قیمه را توی ماستا می ریزیم»!
◀️ از دیروز موج عجیبی با عکس و کاریکاتور و توئیت و ... علیه موشک در ایران شکل گرفته است. با بروز مشکلات مثل تامین #پوشک برای کودکان و #نوار_بهداشتی و ...
برخی حمله های تندی کردهاند که ما اصلاً به موشک نیاز نداریم و خنده دار است که موشک داریم اما پوشک نداریم و ... به نظر می رسد موضوع از نقد گذر کرده و به انکار رسیده است.
ادامه دارد.....