من شوهروزندگیمو خیلی دوست دارم دوتا هم بچه دارم اما سرچیزای الکی هی باشوهرم قهرمیکنیم به هیچ عنوان هم شوهرم پیش قدم نمیشه برای آشتی الان حدود یه هفته است که قهریم منم تصمیم گرفتم آشتی نکنم اما دارم میترکم اصلا طاقت ندارم
شوهرم عصبی وتندتاحالا هیچ چیز مشکوکی ازش ندیدم ولی خیلی بهش شک دارم مدام توگوشیه رمز گوشیشو دارم نامحسوس چکش میکنم چیز مشکوکی ازش ندیدم
لعنتی شکاک بودنم خودمو داغون کرده هرچی باخودم کلنجار میرم که ذهنمو درگیر نکنم نمیشه
تورو خدا کمکم کنید