۳ ساله ازدواج کردم.الانم حاملم.۵ ماهمه..خونمون با مادرشوهرم اینا ک تو ی شهر دیگه هستن تقریبا ۱ ساعت فاصله داره. برادرشوهرم هفته ای ی بار واسه کارش میاد شهر ما..همونم من سختمه واقعا..بعد دیشب سر شام یهو مادرشوهرم برگشته میگه از این به بعد هفته ای ۴ روز برادر شوهرت میخاد بیاد خونتون بمونه که رفت و امد نکنه🤤😢😢😢😢گف برادرشوهرت میگه برم ی وقت مزاحم زنداداش نیستم.مادرشوهرمم گفته بذار از خودش بپرسم..جلو شوهرم و برادر شوهرم ازم پرسید بیاد خونتون اذیت نیستی..یهو جا خورد.از دیشب سرم داره میترکه..مادرشوهرم اینقد شعور نداره پسرعذبشو نفرسته خونه ما..اونم با این وضعیت من...کاش میتونستم بگم نه..الانم نمیدونم چکار کنم😔😔
- ولی هر جور حساب میکنم، قرار نبود تو این سن انقدر بی ذوق و بی حوصله بشیم :))
خب بذار ٢ ،٣ هفته بياد اما خودت و ششششديدا معذب تر از اون چيزي ك هستي نشون بده فكر كنم برادرشوهرت از ...
ن بابا خواهر جان..اینا شعورشون قد نمیده.وگرنه پیشنهادشم نمیدادن..ولی اگ بیاد من غذا نمیپزم و ظرفم نمیشورم..میگم شوهرم از سر کار میاد غذا بخره و ظرفارم بشوره یا ب قول دوستمون میگم میرم خونه مامانم اینا ک ی شهر دیگن
- ولی هر جور حساب میکنم، قرار نبود تو این سن انقدر بی ذوق و بی حوصله بشیم :))
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آفرین این از همه ی نظرات بهتره همین کارو بکن ولی دیگه به شوهرت چیزی نگو معلومه خیلی بلایی😁
😂😂😂متاسفانه دير شد نتونستم اين تجربيات رو تو زندگي خودم ب كار ببرم در اختيار دوستان ميذارم لذذذت ببرن😂😂 ولي جدا ايكاش دوره نامزديم قبل از اينكه جدا شم ني ني سايت عضو ميشدم😔
اين كاربري و توي روزاي سخت زندگيم ساختم، الان ك بعداز ٢ سال ازاد شد و دوباره ياد اون روزا افتادم فقط ي چيزي توي ذهنم اومد كه هيچ چيز ارزش ناراحتي و نداره من واااقعا حس و حال اون روزام و فراموش كردم و الان يه شدت خوشحالم كه دعاهام و خدا مستجاب نكرد، خدايا شكرت
میبینن ک من همینجوری همش استراحتم و چقد سنگین شدم..مادرشوهرم کردم داره عزیز جان
فقط مادرشوهر شما كرم نداره ي نوع كرم هستش ك مادرشوهرا بعداز بله برون توي خونشون ترشح ميشه😬😬 ولي برادرشوهرت مهمه ك احساس گناه ميكنه و نمياد ننه رو ول كن 😍
اين كاربري و توي روزاي سخت زندگيم ساختم، الان ك بعداز ٢ سال ازاد شد و دوباره ياد اون روزا افتادم فقط ي چيزي توي ذهنم اومد كه هيچ چيز ارزش ناراحتي و نداره من واااقعا حس و حال اون روزام و فراموش كردم و الان يه شدت خوشحالم كه دعاهام و خدا مستجاب نكرد، خدايا شكرت
اخه یه ساعت که طوری نیست من خودم هرروز ازکرج میکوبیدم میرفتم اون سرتهران سرکار،بایدمراعات حالتوبکنن ،به شوهرت بگو من معذبم ولی اگه ازطرف من مطرح بشه درست نیست خودت به خانوادت بگو که حرف وحدیث پیش نیاد
ن بابا تازه بیاد همه چیشم باید حاضر باشه نهار و چای و میوه
٢هفته امتحان كن اگه جواب نداد بگو دكترت گفته برات ضرر داره اگه ميتوني با دكترتم هماهنگ كن ولي ب نظرم برادرشوهرت وقتي گفت زن داداش
سختشه يعني ادم باشعوريه حداقل نسبت ب بقيه و فكر ميكنم. شيوه اي ك گفتم جواب ميده چون ١ساعت راه خيييلي زيادي هم نيست
اين كاربري و توي روزاي سخت زندگيم ساختم، الان ك بعداز ٢ سال ازاد شد و دوباره ياد اون روزا افتادم فقط ي چيزي توي ذهنم اومد كه هيچ چيز ارزش ناراحتي و نداره من واااقعا حس و حال اون روزام و فراموش كردم و الان يه شدت خوشحالم كه دعاهام و خدا مستجاب نكرد، خدايا شكرت