2777
2789
تلفنی چطوری میخای انجامش بدی ؟

ببینم چی میگ .چیکارمیکنه اصلا؟با قران و اینچچیزاس من کامل تامیک و نخوندم

فاتحه بخونیم واس اونی که فکرمیکنه خیلی مهمه اما مرده ای بیش نیش.😂😂😂فاااتحه.

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

دوستان من ۳.۴ شب پشت سرهم تو حالت خواب و بیداری میدیدم که میخوان باهام در ارتباط باشن و من هی ازشون فرار میکردم اما ازشون نمیترسیدم.دلیل این خواب یا واقعیت چی میتونه باشه؟؟؟

سلام دوستان ..اینکه جن وجود داره یا نه ..زیاد درموردش شنیدم ولی اینکه صحت داره یا نه نمیدونم ...ولی حدودای چند ماه پیش دخترم مریض بود میاوردمش پیش خودم میخوابوندمش ..همسرم میرفت بیرون رو مبل میخوابید ...یه شب حدودای ۴ صبح یه صدای حرف زدن شنیدم ولی خیلی نا مفهوم ..شایدم اینقد ترسیده بودم خوب دقت نکردم که ببینم چی میگه ..رفتم داخل سالن دیدم شوهرم داره تو خواب صحبت میکنه ...وایسادم بالا سرش چند بار صداش کردم ولی بیدار نشد بعد همین جوری که دراز کش بود دستاشو بصورت عمودی اورد بالا و بعد بصورت ضبدر گذاشت رو سینه هاش ...بچه ها من شوکه شده بودم یه بار دیگه با داد صداش کردم اینقد ترسیده بودم حتی فکر فرارم کردم ..ولی ایندفعه بیدار شد ولی وقتی بیدار شد خیلی ترسیده بود هر چی ازش پرسیدم چی شده گفت خواب بد دیدم ..گفتم چه خوابی ..هیچی نمیگفت ...نمیدونم حس میکنم چون میدونه من در این موارد ترسو هستم  چیزی نگفته ...هنوزم اون صحنه بلند کردن دستاش جلو چشمم..یه جوری بود انگار یکی دستاشو داره بلند میکنه نه اینکه خودش این کارو بکنه ......این اولین باره همین موردی برام پیش اومده ..ولی زیاد در موردش با کسی حرف نزدم ......در ضمن من زیاد اهل تاپیک نیستم ...ودلیلی هم نداره که بخوام دروغ بگم ..

از ماست که برماست ...(حال و روز اینروزای ما)
منم از یکی از دوستام شنیده بودم که یه گربه تو خواب پریده رو پشتش و چنگش زده روز بعد بچه ش سقط شد گفت ...

منم همین خوابو دیدم😨

منتها من ناخواسته حامله شده بودم و دخترم یک سال و سه ماهش بود که فهمیدیم دومی رو باردارم میخواستیم سقطش کنیم.رفتیم پیش یه ماما اولش یکم ناز کرد بعد قبول کرد و گفت برو یک هفته بعد بیا بهم کلی قرص تقویتی داد که واسه سقط جون داشته باشم.منم رفتمو شروع کردم به قرص خوردن شبش خواب دیدم چندتا گاو بزرررگ و سفید با سرعت میدوین و دوتا دوتا جهت مخالف هم سراشون بهم میخوره و میمیرن باز گاوای بعدی و بعدی .خواب ترسناکی بود.پاشدم واسه شوهرم تعریف کردم.مسخره م کرد تا شب بعدش دقیقا عین همین خواب تکرار شد ولی مکانش فرق داشت باز به شوهرم گفتم اینبار دعوام کرد که ما شرایطمون بده فکر نکن با این چرندیات من مانع سقط میشم.

بخدا قسم شب سومم دقیقا همین خوابو دیدم وای این بار تو یه دالون تنگ من وسط گاوا گیر کرده بودم ولی چیزیم نمیشد و فقط شاهد مردن گاوا بودم.دیگه خیلی ترسیدم و دست گذاشتم رو نقطه ضعف شوهرم و به خانواده ش اطلاع دادم که پسرتون میخواد همچین کاری بکنه و اونجا دیگه راضی شد نگهش داریم.الانم 1 سال و 8 ماهشه😊

پدر بزرگ پدربزرگ من تو قم زمین داشتن و هر روز صبح میدیدن که یکی موهای اسب هاشونو تو طویله میبافه این ...

منم اینو شنیدم

هر چیزی که به قیمت از دست دادن آرامش توتموم بشه،زیادی گرونه!!!رهاش کن...
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز