2777
2789

ما اعتقاد داریم تا ده روز نباید زنی که تازه زایمان کرده تنها بمونه چون احتمال داره اذیتش کنن . و اینکه نزدیک در هم نباید خوابید .منم دختر دومم تازه به دنیا اومده بود مامانم نمیدونم چه کاری براش پیش اومدبه شوهرم گفت روشنا رو تنها نذار من برم و بیام . راستش من زیاد به این چیزا معتقد نبودم . شوهرم میخواست بره بیرون گفتم برو طوری نیس که . وای بچه ها تنها شدم بچه ام کنارم خوابیدهدبود . گفتم منم دراز بکشم پشت سرم هم در بود . واییی همین که  دراز  کشیدم انگار یکی  از پشت محکککککم زد وسط دو تا کتفم یه درد عجیبی پیچید تو قفسه سینه ام و یکی دم دهنمو گرفت و سرم کشید عقب شاید همه اینا تو چن ثانیه اتفاق افتاد دایم تو دلم ذکر میگفتم به شدت ترسیده بودم و فورا زنگ زدم مامانم 

 😊 میوه خشک  و لواشک های درجه. Mivekhoshkenovin با کیفیت صادراتی برا مامانایی که تو راهی دارن یه مولتی ویتامین طبیعیه 😊برا یه پذیرایی شیک 😌برا بچه های گل که بد غذان 😊برا ورزشکارا و کلی چاشنی خالص برا کدبانو ها . راستی تو اینستا با همین نام منتظرتونم . و تل 😘mivekhoshkenovin
ایشون که خیلی روایت در مورد بخور میگن ....خیلی خوب بود اصن جو کلن روحانی بود ...بخور که شروع شدن ایش ...

خیلی محبت کردی عزیزم. فقط خودتون نتیجه ای دیدید؟

لطفا درخواست دوستی ندید

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ما اعتقاد داریم تا ده روز نباید زنی که تازه زایمان کرده تنها بمونه چون احتمال داره اذیتش کنن . و این ...

نگوووو😭😭😭😭😭😭😭

خدمتتون عرض کنم که بنده دیگه گربه بوره نیستم،رنگ اشتباه ریختن رو کلم و تا اطلاع ثانوی گربه سیاهه تشریف دارم😐مرسی از ارایشگر محترم😑😪

خونه پدرم که بودیم یه خونه قدیمی سازبود درب داغون که همسایه میگفتن خشت واساس خونه بامال قصبی ساخته شده بود خلاصه بگم که هرکیقبل ازماتوش نشسته بود و ماوبعدمون هرکی توش نشسته هیچ خیری توش ندیدی یعنی زندگیش نابودشد...ماهم اونجاکه بودیم اصلامشخص بودخونه نرمال وعادی نبود...وفقط ماساکنش نبودیم اصلا یه جوری بوداون خونه خداروشکرفروختیم ورفتیم یه جادیگه یعنی هرخیروپولی که قراربودتواون زمان برسه دستمون انگاری که احتکارشده بودبه محض اینکه خونمونو فروختیم خداییش وضعمون ازاین روبه اون روشد...با اینکه درآمدپدرم همون بودوفرقی نکرد وکارمنده اما انگاراینکه میگن خونه برکت نداشت برکتوهم میبرد لعنت بهش که یه روزایی حتی نون نداشتیم بخوریم وارامش وخواب راحتهم نداشتیم وروهمه اینا هممون مدام مریض بودیم تا اینکه به هزارزورفروختیمورفتیم...خداروشکر الان وضعمون خوب شد حداقل عادی هستیم ولی متاسفانه اونی که خریدبا اینکه یه آدم سرمایه داربود واین خونه روخریدکه بسازه کلا زندگیش به فنارفت هم زندگی شخصیش هم ثروتش وسرمایش...ما ازقبلیهاهم شنیدیم اما ناچاربودیم بخریم قیمتش اون زمان اندازه پولی بودکه داشتیم وکرایه نشین بودیم مجبورشدیم...بنظرتون عجیب نیست...خونه انگارطلسم شدس و واقعا حس میکردیم یه چیزی داره سروصداهای عجیب اتفاقای عجیب اصلا کلا خونه ظاهرشم ترسناکه عینه قبرمیموند.

مثلا خواب میدیدم سر قبر مادربزرگمم بعد قبرش شکافته میشه  ازش غبار میزنه بیرون .غبارها مثل گربه ...


منم از یکی از دوستام شنیده بودم که یه گربه تو خواب پریده رو پشتش و چنگش زده روز بعد بچه ش سقط شد گفت همزادم بوده من تو دلم خندیدم گفتم چه حرفا شاید بخاطر ترس شدید دچار مشکل شده و سقط کرده تا اینکه خودم تو یازده هفتگی خواب دیدم یه گاو سیاه و سفید وحشی تو یه کوچه ی باریک دنبالم میکرد و من جیغ میکشیدم یه لحظه درد شدیدی تو دلم حس کردم دردم بیتر و بیشتر شد و من روز بعد سقط کردم بدون هیچ مشکل پزشکی .بعدش مامانم گفت یه نخ سیاه و سفید دور تختت ببند و من بازم زیر بار نرفتم فتم خرافاته تا ده روز بعد سقطم نصف شب از خواب پریدم دو تا گاو بدون سر دیدم یکی سیاه و یکیشون سیاه و سفید چنان وحشت کردم و به چشم خودم دیدم الان جادو طلسم همزاد جن و هر خرافاتی تو عالم باشه قبولش میکنم چون ممکنه روزی اثبات بشن مث تمام چیزهایی که برای باور کردنش مقاومت میکردم و به چشم دیدم حتی جن و تأثیرات مخرب طلسم یه زن حسود و بی رحم حتی میگن همزاد و جن وقتی اذیت میکنن که با طلسم راهشون به دنیای ما باز بشه و اون کسی که برای من طلسم گرفته پیش دعانویس اسم من و مامانمو میگه اونم همزادمو احضار میکنه و ......من خیلی اذیت شدم و میشم خدا ازش نگذره

یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
منم از یکی از دوستام شنیده بودم که یه گربه تو خواب پریده رو پشتش و چنگش زده روز بعد بچه ش سقط شد گفت ...

بله بعضی ها همزادشون اذیتشون میکنه و بچه سقط میشه نمونه اش خواهر خودم .یه شب خواب دید یه گربه چنگ اش میزنه دو روز بعدش سقط کرد ‌...دوباره باردارشد رفت تا ارایشگاه موقع برگشتن احساس کرد یکی محکم میزنه تو کمرش فرداش سقط کرد ...برا سومی همزادشو بست تا بچه اش موند ...ولی خداروشکر برا خودم فقط میترسوندم اسیبی بهم نمیزد 

گاهی خداوند فرشته هاش رو میفرسته برا بنده هاش فرشته منم دخترمه
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز