2777
2789
نه اونجور.من شمال زندگی میکردم.شرایط روحیم بد بود .باشوهر سابقمرفتیم یه امام زاره خارج شهر ک قبرستون ...

چه جالب😮

{{یک فمینیست واقعی،یک گیاهخواراست}}    کلیک کنید👈کتابهای که حتما باید بخونیدش 
عاشق تو که هست با رژ قرمزت 😂😂😂

هم تو سایت همینو بهم میگن فک کنم رژ قرمزم معروف شده😂😂

 ترجیح میدم سینگل باشم و به ازدواج فکر کنم  تا اینکه ازدواج کنم و به مجردیم فک کنم  اینو خودم گفتم  دکتر شریعتی امروز کارداشت نیومد  (امضامو خوندین برای حال دلم صلوات میفرستین نفسا قربون دلای پاکتون)  

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

برو سایت دایی ابراهیم.کشف مطلب بزن.

سایت دایی ابراهیم دیگه کجاس😓😓😕😕

 ترجیح میدم سینگل باشم و به ازدواج فکر کنم  تا اینکه ازدواج کنم و به مجردیم فک کنم  اینو خودم گفتم  دکتر شریعتی امروز کارداشت نیومد  (امضامو خوندین برای حال دلم صلوات میفرستین نفسا قربون دلای پاکتون)  
یه سایته که اسمش دایی ایراهیمه😆😆😆میدونم خیلی مسخرم😆😆😆😆😆

حالا چرا دایی ابراهیم دایی اتش نباشه😂😂😂😂

 ترجیح میدم سینگل باشم و به ازدواج فکر کنم  تا اینکه ازدواج کنم و به مجردیم فک کنم  اینو خودم گفتم  دکتر شریعتی امروز کارداشت نیومد  (امضامو خوندین برای حال دلم صلوات میفرستین نفسا قربون دلای پاکتون)  
بزارید منم تجربم رو بگم.شاید به درد کسی خورد.همسر من مشکل نمی تونستیم بچه دار شیم.در واقع کلا رابطه ...

منم همیشه خواب میدیدم بچه نوزاد دارم و شیر بهش میدم بدنم بازوهام و کشاله رانم همیشه کبود بود کبودی به رنگ بنفش تیره یا زرشکی خواب های وحشتناک میدیدم تا اینکه رفته بودیم جایی برای ی بنده خدایی که همزاد داشت مشکلش حل کنیم که اون شخص تا من دید تو چشمام خیره شد گفت بدنت کبود همیشه؟ و... همه رو گفت که همزاد داری و نمیزاره باردار شي گفت ی مرد 65ساله ست

سرم خاک کف پای حسین است*دلم مجنون صحرای حسین است*بهشت ارزانی خوبان عالم*بهشت من تماشای حسین است*السلام علیک یا اباعبدالله
چه جالب من حتی تو بعضی از سایت های تجربیات واقعی خارجی خونده بودم که موقع بارداری دیده بودن مال شما ...

من حامله بودم،، شبا خیلی خیلی تکرر ادرار داشتم، خواب درستی نداشتم کلا،، ساعت 2:30بود،،شوهرم کنارم خواب بود،، گفتم برم دستشویی که باز سریع از خواب بیدار نشم،، بلند شدم نشستم، یهو دیدم یه نور سفید به اندازه دو متر حدودا، به سمت در اتاق دوید،، با اینکه نور بود، اما حس کردم یه پسر بچه 5،6 ساله س،، بعد خیلی خوشحال رفتم تو خونه رو گشتم و دستشویی رفتم و برگشتم خوابیدم،، اما روز بعد به خودم اومدم،، تا یکی دوماه خیلی میترسیدم،، همش تنها بودم روزا،، خوابمم زیاد بود،، تا چشامو میبستم حس میکردم داره بدو بدو سمتم میاد

من حامله بودم،، شبا خیلی خیلی تکرر ادرار داشتم، خواب درستی نداشتم کلا،، ساعت 2:30بود،،شوهرم کنارم خو ...

توی اون وضعیت عجب استرسی رو تجربه کردی

گل شیشه ای:سرباز ۱:اون دختر کوچولوإ ، یه ساله هروقت با قطار میام جبهه میبینمش...سرباز ۲:پس چرا مثل بقیه گل هاشو نمیده ؟ سرباز ۱:اون گل هاشو همینجوری نمیده بابتشون پول نمیگیره ، منتظره تا بچه‌ها برن کنار...                                                         سرباز ۲:برن کنار ؟ برای چی؟!                                         سرباز ۱:تا اون ادمی که دنبالشه رو پیدا کنه                     سرباز ۲:خب ، مگه کی رو میخواد پیدا کنه ؟                      سرباز ۱:اون ادمی رو که قراره شهید بشه                           سرباز ۲:این..این دخترکوچولو تا حالا به هر ادمی که گل داده اون ادم  شهید شده ...................لای لا لا لای لا لای لا لایییی...لای لالا لای لالای لاییی

شششديدا قبول دارم البته نميدونم جنه روحه ...چيه ولي ي چيز ماورائي اخراي نامزديم انقدرررر حضورشون پررنگ شد ك مطمئنم اگه ي كم ديگه ميموندم اونجا خودشون و نشون ميدادن.. از زخم دست و پا تا كبودي و حالت هاي عجيب توي حالت نيمه خواب ك بگذرم ي بار ي چيزي پرت شد سمت گردنم ك كلللللل قوانين نيوتن رو زير سؤال برد.. كسايي ك باور ندارن خوش بحالشون ايشالا هرررگز باور نكنن

اين كاربري و توي روزاي سخت زندگيم ساختم، الان ك بعداز ٢ سال ازاد شد و دوباره ياد اون روزا افتادم فقط ي چيزي توي ذهنم اومد كه هيچ چيز ارزش ناراحتي و نداره من واااقعا حس و حال اون روزام و فراموش كردم و الان يه شدت خوشحالم كه دعاهام و خدا مستجاب نكرد، خدايا شكرت
اینو چرا همه دیدن خیلیا این کوتوله ها رو دیدن میگن بچه جنن من بچه بودن دیدم

نه خودشه شکلشون همینه یه بنده خدایی سر شوخی کتاب پدرشو برداشته بود احضار کرده بود نوجوون بود میگفت دقیقا شبیه 7 کوتوله های سفید برفی بودن

شششديدا قبول دارم البته نميدونم جنه روحه ...چيه ولي ي چيز ماورائي اخراي نامزديم انقدرررر حضورشون پرر ...

اره مامان بزرگم تو فاز این چیزاس نیگه تازه عروس و زن باردار و شیرده یا بچه کوچیک رو راحا اذیت میکنن

2790
2778
2791
2779
2792