الهی ... نگاهی... می خواهم مادر شوم چشیدن لذتی دیگر از زندگی لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند می خواهم مادر شوم می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم می خواهم مادر شوم چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما می خواهم مادر شوم م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا خداوندا مهربانی آرامش دلدادگی و رحمتت را بیش از پیش به من عطا فرم
الهی ... نگاهی...
🙏🚼🙏
می خواهم مادر شوم
🌹
چشیدن لذتی دیگر از زندگی
🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند
می خواهم مادر شوم
🚼
می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم
🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌
می خواهم مادر شوم
چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼
چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو
🚼
خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما
👪💑
می خواهم مادر شوم
م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا
خداوندا
مهربانی
آرامش
دلدادگی
و رحمتت
را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
نی نی جوون سلام خوبی دخملیت چطوره از طرف ما ببوسش بعدشم سارا مامان شده فاطیما جون میخواد بره پیش چ ای یو بشه
الهی ... نگاهی...
🙏🚼🙏
می خواهم مادر شوم
🌹
چشیدن لذتی دیگر از زندگی
🌹 لذتی که خداوند به همه کسانی که لایق میداند می چشاند
می خواهم مادر شوم
🚼
می خواهم وجودم را بستری برای وجودی دیگر کنم
🚼می خواهم صفحه ای دیگر از خوشبختی را ورق بزنم🙌
می خواهم مادر شوم
چقدر شیرین است تپیدن دو قلب در یک بدن🚼
چقدر شیرین است تمرکز رحمت خداوند بر روی تو ، بر روی قسمتی از بدن تو ، بر روی رحم تو
🚼
خداوندا رحمتت را به من و همسرم عطا فرما
👪💑
می خواهم مادر شوم
م : مهربانی الف : آرامش د : دلدادگی ر : رحمت خدا
خداوندا
مهربانی
آرامش
دلدادگی
و رحمتت
را بیش از پیش به من عطا فرما🌹🚼🙏🌹
سلام نی نی جون خوبی با اون پستی که نوشتی فاطیما مامان شده دارم گریه میکنم کاشکی بشه خدا از دهنت بشنوه عزیززززززم نمیدونم قسمتم کی میشه میخوام برم آیو ولی نمیدونم چه حکمتیه یه سال و نیم طول کشید تا شریط جور شد برم واسه میکرو هربار یه اتفاقی افتاد الانم چند ماهه تصمیم دارم برم آیو ولی دکترچ نیست دوستان راستی نمیدونید دکتر کی میاد مطب که برنمیدارن دکتر هر ماه قبول میکنه آیو رو پشت سر هم انجام بده یا نه ؟؟؟
سارا جون نگران نباش گفتم برات خواهر شوهر منم تقریبا همین جوری بود دلتو قرص کن نترس استراحت کن خدای مهربون برات صحیح و سالم نگهش داره خدا خودش میدونه ماها چقد واسه اینکه مادر بشیم چه سختیها وملامتهایی رو به جون خریدیم حتم داشته باش هواتو داره فقط دلتو بسپار به خودش
فاطیما جون من دلم برات روشنه انشالا نفر بعدی که خبر خوش میده خودتی! آمین حباب جون ببخشید دخالت میکنم . اما بزار برای خودش تا حدود یک ماه آروم باشه به نوعی مردا نیاز دارن اینجور مواقع به قول معروف برن تو غار تنهاییشون و برای دل خودشون سوگواری کنن. همراهیش کن یه مدتی نرو تو اعصابش قربونت بشم. بعد از این مدتی که برای خودت تعیین کردی مثلا دو هفته تا یک ماه باهاش حرف بزن بگو بهش ما الان تو راهی که با هم مسافریم رسیدیم به جایی که دو تا عقیده متفاوت داریم یا باید تا اخر عمر همدیگه رو به خاطر این عقیده متفاوت عذاب بدیم یا باید بشینیم درست و از ریشه حلش کنیم..... بگو بدون بچه سختته و چه ترس ها و نگرانی هایی داری و ازش بخواه اونم نگرانی هاش رو بگه... بگو یا خودمون باید حلش کنیم یا یه مشاور این کاره باید حلش کنه اگر نه زندگی شیرینمون رو ناخواسته به کام اون یکی تلخ میکنیم و ما هم نمیخواهیم که این اتفاق حتی ناخواسته بیوفته! ترس از آینده رو بنده خدا حق داره ... اما راه داره... آدم با بچه بیولوژیک خودش هم از آینده وحشت داره بنابراین اینا با حرف زدن حل میشه!!! اگر دوست داشتی و احیانا تصمیم گرفتی من یه مشاور خیلی خیلی خوب بهتون معرفی میکنم.
«پناه»؛
میبرم «به خدا»،
از عـیبی که؛
«امروز» در خود می بینم،
و؛
«دیروز»؛
«دیگران را» به خاطر،
«هـمان عیـب»؛ ملامت کرده ام.
محتاط باشیم؛ در «سرزنش»؛
و «قضاوت کردن دیگران».
وقتی؛
نه از «دیروز او» خبر داریم؛
نه از «فردای خودمان».
آفا نینی جان براتون خصوصی دادم عزیزم. حباب جون بهترین کار رو میکنی به خدا عین این حرفا که میزنی رو به منم میزنن از دلسوزی که فلانی بچش معلوله اون یکی بچش تشنج داره اون یکی بچش سالمه شوهرش دست بزن داره .... تو بیخیال باش سعی کن کنار همسرت به خودت هم استراحت بدی. خوشحالم همسرت جزو معدود مردهاییه که با مشاور موافقه. توکل به خدا
«پناه»؛
میبرم «به خدا»،
از عـیبی که؛
«امروز» در خود می بینم،
و؛
«دیروز»؛
«دیگران را» به خاطر،
«هـمان عیـب»؛ ملامت کرده ام.
محتاط باشیم؛ در «سرزنش»؛
و «قضاوت کردن دیگران».
وقتی؛
نه از «دیروز او» خبر داریم؛
نه از «فردای خودمان».
سلام دوستان همراه و همدردم.. من 13 روز آی.یو انجام دادم واس بار سوم...ولی متاسفانه با وجود مصرف داروهای تزریقی و داشتن شرایط خوب و فولیکول خوب ولی دوباره خدا نخواست و پریود شدم.. نمیدونم چ حکمتی ...چرا با وجود اینهمه سختی و دلشکستگی دوباره دستامون خالی... از شدت ناراحتی تا الان بیدارم..خواب به چشمم نیومده...ای خدا من چطور دل دربه درمو با حکمتت راضی کنم...میدونم چاره ی ندارم ..راهی ندارم..جایی ندارم..ولی جواب دلامون کی قرار داده باشه؟؟اصلا داده میشه؟؟؟؟کی قرار آروم بگیریم..دوباره سرگردان شدم..
سلام .. نازلو جون متاسفم ... چاره چیه عزیزم قسمت ما هم همینه گاهی با خودم میگم راهی که افتادم توش آب در هاون کوبیدنه و باز یه نورامیدی ته دلم سوسو میزنه .... همه ی دوستامون که الان به لطف خدا بچه هاشون بغلشونه هم مث ما یه روزی ناامید بودن و روزهای منفی شدنو تجربه کردن پس ما هم نباید ناامید بشیم ان شاءالله سری بعدی مثبت بشی دوست خوبم