س چارهفته ديگه دخترم بدنيا مي آد حدودا نيم ساعت پيش داشتم با شوهرم حرف ميزدم، ي دفعه اي گفت (:از وقتي كه جنسيتش مشخص شده شب روز ندارم همه اين بداخلاقيامم به خاطراينكه دختر شده حقيقتا چيزي بود كه تو دلمه چندوقته گفتم بهت بگم.)
خيلي ناراحت شدم از اين حرفش اصلا وا رفتم 😞...
خودمم همون روزي كه فهميدم دختره تا چندوقت ناراحت بودم ولي رفته رفته يادم رفت و ديگه واقعا دختر پسري برام فرقي نداره و الان خوشحالم كه دخترم داره بدنيا مي اد فك كردم شوهرمم باهاش كنار اومد تا الان كه اين حرفو زد😞😞😞
منم جوابشو دادما بش گفتم ميخواستي پسر بكاري ب من چ ربطي داره كه الان تو اين وضعيت ب من اينجوري ميگي