2777
2789
عنوان

دروغ

79 بازدید | 5 پست

شوهرم دیروزگفت فردا میرم عروسی دوستم امروز عصر اومد لباس عوض کرد رفت بعد من با برادرشوهرم و ابجیم«جاریم»رفتیم خونه پدرشوهرم ،از جلو مغازه شوهرم رد شدیم بسته بود زنگش زدم گفتم کجایی گفت مغازه م گفتم نیستی دیدم بسته س گفت مغازه رفیقمم بعدم صدای مرد میومد ،اومدم خونه پدر شوهرم دوباره زنگش زدم گفتم به رفیقت بگو حرف بزنه بشنوم رفیقشم حرف زد ،بنظرتون راست گفته ؟؟؟


...

نمی‌دونم مشکوک میزنه

 تیکر تولد یک سالگی .....من فرزندم را به بی بدیل ترین حالت ممکن دوست دارم..آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی‌شوی، به من امیدوار باش_ زمر/53
نمی‌دونم مشکوک میزنه

همون اولم گفته بود شیش به بعد میرم عروسی ،یعنی باید تا شیش مغازه می‌موند بعد میرفت ،بعد ک گفت مغازه رفیقمم منتظرم اون دوستم بیاد دنبالم برم عروسی

...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شاید راست گفته رفتن آرایشگاه رأسی مگه عروسی دوستش نیست چرا تو نرفتی 

 تیکر تولد یک سالگی .....من فرزندم را به بی بدیل ترین حالت ممکن دوست دارم..آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی‌شوی، به من امیدوار باش_ زمر/53
شاید راست گفته رفتن آرایشگاه رأسی مگه عروسی دوستش نیست چرا تو نرفتی 

من خودم نمیرم چون منکه اونا رو نمیشناسم بعدم شوهرم خودش آرایشگره دیروزم اصلاح کرده بود سرو ریششو

...
من خودم نمیرم چون منکه اونا رو نمیشناسم بعدم شوهرم خودش آرایشگره دیروزم اصلاح کرده بود سرو ریششو

بالاخره باید بری چه بشناسی چه نشناسی من انقد رفتم ی گوشه می‌شینی کسی ازش پرسید بگو من خانومم فلانیام...

 تیکر تولد یک سالگی .....من فرزندم را به بی بدیل ترین حالت ممکن دوست دارم..آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی‌شوی، به من امیدوار باش_ زمر/53
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792