الان با شوهرم دعوام شد خیلی بدو شدید خیلی اذیتم کرده تا حالا گفت یه بلایی سرتو بیارم بعدم گفت دیدن بچه رو به دلت میزارم و با تهدید رفت منم گفتم زنگ میزنم به مامانت و زدم چون امانم بریده کم اوردم انقدر شکنجه داده منو مادرش گفت زنگ میزنم بهش ببینم چرا این کارارو میکنه شوهرمن عیب زیاد داره دیگه نتونستم تنهایی با مشکلاتش سر کنم همرو گفتم تا بلکه از ترس اونا ادم شه انقدر عذابم داده با وجود بچه حاضرم بمیرم