حالا شما اینو میگین تخیلیه یکی از فامیل های شوهر من از این است که دور هم جمع میشن فال ورق میگیره من خودم میدونستم که شوهرم قبل از ازدواج با من از یکی خوشش میومده ولی کارشون به ازدواج ختم نشده و قضیه تموم شده تقریبا نزدیک هاشونم خبر داشتند بعد حالا جلوی من داره فال ورق میگیره هی به شوهرم میگه قبلا عاشق یکی بودی که هنوز عاشقانه دوستت داره و نتونسته از فکرت بیرون بیاد چقدر تورو عاشقانه دوست داشته چقدر هنوز عاشقته چقدر رابطه تون عاشقانه بوده و ول هم نمیکرد از منم خجالت نمی کشید
ناگفته نماند که خودش هم مجرده واقعا بعضیا خیلی وقیحند در حدی که اگر بشنوی باورت نمیشه مثل داستان هارلی