2777
2789
عنوان

دوست عوضی

3895 بازدید | 67 پست

یه همکلاس داشتم دوران ابتدایی و راهنمایی خیلی دوسش داشتم و دارم.اسمش مهساست.مهسا خانوم زن داداش یکی از همکلاسایسابقمون شده به اسم راحله.من و مهسا بعد از چند سال همدیگه رو پیدا کردیم و رفت و آمدمونو خانوادگی کردیم شوهرامون باهم صمیمی شدن و شب وروز پیش هم بودیم بدون مشکل و حاشیه.دوماه پیش راحله که حواهرشوهرمهساست هم به جمعمون اضافه شد.شوهر راحله خیلی پولداره خیلی.همه ی برادراش دو زنه هستن راحله هم ازترس اینکه نکنه شوهرش زن دوم بگیره بهش اجازه تام داده که باهرکس میخواد باشه.ی مدت رفت و آمد کردیم اوایل دلم ب حال راحله میسوخت ک انقد سختی کشیده اس.ولی کم کم حس گردم نگاه های راحله به شوهرم عادی نیست.شوهرم تو جمع خیلی به من محبت میکرد و حسادتو میتونستم بخونم از نگاهش.راحله از غم وهصه زیاد م.ش.ر.و.ب زیاد میخوره.ی شب دسته جمعی اومدن باخودشون آوردن و شروع کردن ب  خوردن.من ومهسا نخوردیم ولی راحله نشست پا ب پای مردا خورد.بعدش بطری بازی کردی مراحله از شوهرم پرسید چرا وقتی دلت راضیه به رابطه تظاهر میکنی اینجور آدمی نیستی.شوهرش تقریبا بی هوش بود.شوهرم جا خورد و گفت اصلا اینجوری نیست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

شوهرم از اون پرسید تا حالا بعد شوهرت دلت لرزیده گفت آره.اونم همین سوالواز شوهرم پرسید و شوهرم گفت آره وقتایی که یه زندگی آن چنانی میبینم دلم میلرزه.جواب شوهرم اصلا مناسب نبود راحله پرسید فقط آره یا نه شوهرم گفت آره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108