همسرم یه پولی دسته مامانم داد تازگی البته مبلغش زیاد نیست در حد 200 تومن. امشب همسرم گفت میخوام خرید کنم پول تو کارتم نیس دادم چون دادم مامانت. حالا مامانم گفته میریزم به حسابت اونموقع ولی یادش رفته. رومم نمیشه بگم پولو بریز چون بش برمیخوره یا میگه شوهرت چه لنگه 200 تومنه. چیکار کنم بتظرتون
خودتون پس اندازی چیزی ندارید بدید به شوهرتون تا کارش راه بیفته تا مامانتون پولتون رو پس بده
یا ابا عبدالله پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم . اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده .......❤️ وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم.... آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....❤️❤️❤️❤️
ای خدای تنهاییِ من، چه بسا هر گره ای که در کار من میاندازی، همچون گرههای قالی باشد که با آنها برای سرنوشتم، نقشی زیبا بیافرینی. هرچه مرمر ساییدهتر شود، مجسمه زیباتر میشود.
عزيزم خب چرا اينكارو ميكنن قرض نكنن اصلا از هم نميشه
ای خدای تنهاییِ من، چه بسا هر گره ای که در کار من میاندازی، همچون گرههای قالی باشد که با آنها برای سرنوشتم، نقشی زیبا بیافرینی. هرچه مرمر ساییدهتر شود، مجسمه زیباتر میشود.