2777
2789
عنوان

داستان زندگی من .عبرتی برای دیگران

| مشاهده متن کامل بحث + 18279 بازدید | 312 پست

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

تلفنی حرف زدن باهم رو شروع کردیم

و بعد 2-3 بار کافی شاپ رفتن

و 1 ماه تلفنی حرف زدن

یه روز دیدم دو تا خانم چادری اومدن خوابگاه

منو ورانداز کردن

فهمیدن مادر و خواهرش هستن

من معذب شدم

خانما مومن و محجبه

و من زیاد در ققید حجاب نبودم

تفاوت فرهنگه مشهود بود همون برخورد

خانما سنگین نگام میکردن

اما من انگار عاشق بودم

رو ابرا بودم

آدمی است دیگر ...گاهی دلش میگیرد

نمیدونم چرا حس میکردم عاشق شدم

عاشق اون چشم های عسلی 

عاشق اون حالت های مردونه 

عاشق اون همه ابراز عشق و علاقه

اومدن رسما خواستگاری

خانواده ها مخالف

شدید

بابام گفت این پسر مشکل عصبی داره

من قبول نکردم

امکان نداشت


آدمی است دیگر ...گاهی دلش میگیرد

مخالفت خانواده ها جدی شد

بابام گفت جنازه اتو رو دوش این پسر نمیزارم

اما اون پسر ول نمیکرد

گفت هرکاری میکنم بابات رضایت بده

کار کرد

تلاش کرد

زرنگ و دست و پا دار بود

تو مدت کوتاهیی خونه خرید

ماشین خرید

کادو ها گرون میخرید

به هر مناسبت طلا میخرید

حلقه دستم کرده بود

میگفت تو مال منی

تا 10 سال دیگه هم صبر میکنم تا بابات رضایت بده

آدمی است دیگر ...گاهی دلش میگیرد

3 سال گذشت

خبری از رضایت نبود

اونم تو مدت دوستی بهم دست نمیزد

میگفت تا شب عروسی صبر میکنم

فقط میبوسید منو

میگفت تا هر روزی که باششه من صبر میکنم

ولی همون دوران 

گاهی حس میکردم رفتاراش عجیب میشه

گاهی با یه نگاه غریبه رو من

عصبی میشد

میرفت طرفو کتک بزنه

از کوره در بره 

میگفت تحمل نگاه مرد غریبه رو ندارم

من عاشقتم

آدمی است دیگر ...گاهی دلش میگیرد

5 سال گذشت

و اون همچنان پر و پا قرص منتظر رضایت بابام بود

بابام خسته شد از مخالفت

گفت برو هر کاری میخای بکن

اما دیگه رو من حساب نکن

بهترین جهیزیه رو واسم تدارک دید

شوهرم واسه اینکه به بابام ثابت کنه اشتباه کرده

بهترین جشنو واسم گرفت

بهترین طلاها و کادو ها

بهترین تالار عروسی

و من رو ابرا بودم

اما 

ته دلم قرص نبود

یه حسی داشتم

من تو این 5 سال دوستی

ازش دور بودم کارش یه شهر دیگه بود

بیشتر تلفنی حرف میزدیم

آدمی است دیگر ...گاهی دلش میگیرد

منتظرم دوستم واسم جالب شد

السلام علیک یا ربیع الانام و نضرة الایام                              سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگاران                               بهار۱۴۰۲   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792