2777
2789
عنوان

داستان زندگی من .عبرتی برای دیگران

| مشاهده متن کامل بحث + 18279 بازدید | 312 پست

جشن عروسیم عالی برگزار شد

اما من اونشب خوشحال نبودم

اما اون رو ابرا بود

اینقدر خوشحال بود

که فقط میرقصید

میگفت بعد 5 سال رسیدن یه لذتی داره

آدمی است دیگر ...گاهی دلش میگیرد

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

شب عروسی

بابام غمگین بود

اما دستمو گرفت گزاشت تو دستش

گفت مثل چشمات از دختر من مراقبت کن

اونم با شوق گفت دخترت تو خونه من مثل پرنسسا خواهد بود بابا

ولی ته دلم نمیدونم چرا قرص نبود

آدمی است دیگر ...گاهی دلش میگیرد

شب عروسی

ازون خانواده های سنتی بودن

که باید همون شب میفهمیدن عروس دختره یا نه

نمیدونم چرا اینقدر اصرار داشت همون شب باشه

منم دختر ساده 

بی تجربه 

به شدت میترسیدم از رابطه

بدنم منقبض میشد یهو

و اون مضطرب و عصبی و هول

آدمی است دیگر ...گاهی دلش میگیرد
من اگه ی روزی دخترم دانشگاه شهر دیگه قبول شه اجازه نمیدم بره

ي دختر تربيت كن كه اگه مريخم رفت درست زندگي كنه 

اين حرفو اين دست افكار رو هم هيچوقت جلوش نگو كه فقط باعث ميشه دروغ گو و ترسو بار بياد 

چقدر بد بود اون شب

و اون زوری این کارو کرد

و من زدم زیر گریه یهو

فردای عروسی

دیدم با خنده و شوخی میگه

چرا نمیزاشتی؟نکنه دختر نبودی میترسیدی دستت رو بشه

من یخ کردم وا رفتم

آدمی است دیگر ...گاهی دلش میگیرد
ي دختر تربيت كن كه اگه مريخم رفت درست زندگي كنه  اين حرفو اين دست افكار رو هم هيچوقت جلوش نگو ...

هر چقدرم خوب تربیت بشه تا وقتی مجرده خودمو و پدرش مسئولیم جای درستی بفرستیمش و در حمایت خودمون باشه

دختر خیلی حساسه 

شهید تهرانی مقدم : “فقط انسان های ضعیف به اندازه ی امکاناتشان کار میکنند”
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792