سلام. دیشب شام خونه دایی همسرم بودیم شام سوپ و مرغ بود.زن دایی همسرم باخود همسرم همسن هستش قبل ازدواجمون با زن داییش خیلی راحت بود.شوهرم همین که یک قاشق ازسوپشو خورد شروع کرد تعریف کردن نه یکبار بلکه ده بار گفت خیلی خوشمزست سوپش معرکه .... تا زمانی که بیایم گفت درصورتیکه بقیه مهمونا تعجب کردن چون کاملا یه سوپ معمولی بود شما بودین ناراحت نمیشدین زنداییش همچین خوشحال شده بود؟؟؟؟؟
منم فکر کنم باید یه دعوا درست وحسابی راه بندازم درد برسراینه مادرشوهرم چقدر خوشحال بود
آره زن داییشو پررو می کنه که اونم برگشته گفته شوهرت دوس داشته زنی مثله من گیرش بیاد وقتی اون حرفو زد برمی گشتی می گفتی شوهرم بی خود کرده با تو این چه حرفیه واقعا که عجب آدمایی پیدا میشن
بهشت باشد ارزانی خوبان من جهنم با حرمله کار دارم ....