سلام دوستای نی نی سایت من
دلم خیلی گرفته و ناراحتم و ازطرفی نگران
پسر عموم خواستگارم بود و پشت تلفنی ردش کردم.اما از اینکه پسرعموم رو رد کردم خیلی ناراحتم نه اینکه علاقه ای داشته باشم ....نه..... فقط از اینکه بهش نه گفتم ناراحتم یه حسی مثل دلسوزی تو وجودمه یا شایدم چیز دیگه نمیدونم😢😢😭😭
از طرفی من با کسی دوستم و قراره باهم ازدواج کنیم و ایشون به خانوادشون اطلاع دادن.به هرحال مادرم و پدرم علاقه دارن من با فامیل ازدواج کنم و حتی مادم میگه اگر پسرداییات بیان خیلی خوبه و علاقه شدید داره با یکی از پسرداییام ازدواج کنم گرچه هنوز نیومدن خاستگاری.این اقا ک من باهاشون دوستم بهم خیلی علاقه دارن منم بهشون علاقه دارم.اما از اینکه میشنوم مادرم دوست داره با فامیل ازدواج کنم خیلی اذیت میشم و دلم میلرزه😢😢گاهی فکر میکنم احساسم روبه زواله نسب اون اقا چون مادرم اینجور میگه