2777
2789
عنوان

کیا مث منن

145 بازدید | 36 پست

رفتم دکتر ۷ ت هم هزینم شده ولی داروهامو دستم نزدم.

نه دلم بحال خودم میسوزه نه پولی که خرج کردم...

بی حس شدم تو زندگی...به درک هرچی که میخواد بشه..

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

بچه هات چی؟

فقط بهشون نگاه میکنم...حتی دلم نمیخواد از اتاق بیام بیرون...

ولی گاهی که مجبورم برام مث عذابه..

زندگی بعد من شایدبراشون راحت تر بود...

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

فقط بهشون نگاه میکنم...حتی دلم نمیخواد از اتاق بیام بیرون...ولی گاهی که مجبورم برام مث عذابه..زندگی ...

اشتباه میکنی.هیچ احد و ناسی نمیتونه جای مادر

رو برای بچها پر کنه.بخاطر اونام که شده یا علی بگو

بلند شو و به زندگی و بچهات برس

اشتباه میکنی.هیچ احد و ناسی نمیتونه جای مادررو برای بچها پر کنه.بخاطر اونام که شده یا علی بگوبلند شو ...

یکی دیگه هم همینو بهم گفت.

گفت تو انگیزت باید بچه هات باشن برای ادامه.

ولی من انگار خودم نمیخوام انگیزه ای داشته باشم...

از زندگی سیر و خسته شدی تاحالا؟

اینجوری شدم.

فقط اتفاقات تلخ گذشته یا نامردی ها یادم میاد رمق و جون رو ازم میگیره...

داروهام اکثرا مسکنه حتی دارم به خودم درد میدم ولی نمیخورم انگار میخوام خودمو شکنجه کنم

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

یکی دیگه هم همینو بهم گفت.گفت تو انگیزت باید بچه هات باشن برای ادامه.ولی من انگار خودم نمیخوام انگیز ...

مادر از همه چیزش میگذره برای بچه هاش فکر میکنی ما تو زندگی مشکل نداریم بدبختی و بیماری نداریم؟! اما هممون یه مادریم که باید به خاطر بچه هامون قوی باشیم

ما که راضی شده ایم رزق مقرر شده را ، نکشیم ناز گدایان تازه توانگر شده را ،،🙃🙃🙃

یکی دیگه هم همینو بهم گفت.گفت تو انگیزت باید بچه هات باشن برای ادامه.ولی من انگار خودم نمیخوام انگیز ...

بیماریتون چیه اسی ؟؟

ما که راضی شده ایم رزق مقرر شده را ، نکشیم ناز گدایان تازه توانگر شده را ،،🙃🙃🙃

مادر از همه چیزش میگذره برای بچه هاش فکر میکنی ما تو زندگی مشکل نداریم بدبختی و بیماری نداریم؟! ام ...

چرا این جمله حرص میده منو ؟

چرا کسی ازم نمیخواد بخاطر خودم زندگی کنم؟

مگه من ادم نیستم؟

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

یکی دیگه هم همینو بهم گفت.گفت تو انگیزت باید بچه هات باشن برای ادامه.ولی من انگار خودم نمیخوام انگیز ...

اکثرا زندگی باب میلمون نیست.ولی نباید کم بیاریم

سوال جالبی پرسیدی.اره از زندگی خسته و بریده شده

بودم.کم اوردم و تصمیم قطعیم رو گرفتم.گفتم اول اخر

مرگه.قرص خوردم به امید اینکه دیگه بیدار نشم.

ولی نشد و دوباره به زندگی برگشتم.

دخترم گف مامان وقتی نبودی از شدت گشنگی دل درد

شدم از خونه بدم میومد و فقط حیاط بودم تا دوباره بیایی.

بعدا پسرم بهم گف چیا کشیدن تو نبود من.چقدر

از خودم بدم میومد که این طفل معصوما چیا کشیدن.

اگه من نباشم اینا چه بلاهایی که سرشون نمیاد.

تصمیم گرفتم هر چی مخاد سرم بیاد فقط به خاطر

بچها تحمل کنم.

اکثرا زندگی باب میلمون نیست.ولی نباید کم بیاریمسوال جالبی پرسیدی.اره از زندگی خسته و بریده شدهبودم.ک ...

میشه بپرسم چرا اینکارو کردی؟

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

بیماریتون چیه اسی ؟؟

یه دردی که کم کم میکُشه ولی من نمیخوام با زجر این داروها نزدیکترش کنم.

خصوصا با جراحی و بعدش که بدتر هم میشه گاهی...

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

از دست همسرم.کم اوردم واقعااون لحظه فکر میکردم راهی نمونده برام

پس فقط بخاطر بچه هات داری زندگی میکنی...

طلاق راه بهتری نبود؟

و اینکه چرا خودت رو مستحق این ندونستی که بخاطر خودت هم که شده زندگی کنی؟نه فقط بچه هات..

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

چرا این جمله حرص میده منو ؟چرا کسی ازم نمیخواد بخاطر خودم زندگی کنم؟مگه من ادم نیستم؟

حرص نخور چون تو الان فقط خودت نیستی عزیزم الان مسئولیت خطیر مادر بودن داری این یعنی از خودت هن باید بگذری زمانی باید به خودت فکر میکردی که بچه هارو به دنیا نمیوردی اونا با خواست خودشون به زندگیت نیومدت درسته؟؟؟؟ شما خواستی درسته؟؟؟

ما که راضی شده ایم رزق مقرر شده را ، نکشیم ناز گدایان تازه توانگر شده را ،،🙃🙃🙃

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز