رفتم دکتر ۷ ت هم هزینم شده ولی داروهامو دستم نزدم.
نه دلم بحال خودم میسوزه نه پولی که خرج کردم...
بی حس شدم تو زندگی...به درک هرچی که میخواد بشه..
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
فقط من نخواستم پدرشونم خواسته پس اونم وظیفه ای داره
نمیدونم مشکل بیماریتونه یا همسرت اما هر چی هست شما در قبال بچه هات مسئولی عقل من اینو میگه چون خودمم یه مادرم حالا شما پاس بدی به همسرت همسرتم پاس بده به شما طفلی اون بچه ها
ما که راضی شده ایم رزق مقرر شده را ، نکشیم ناز گدایان تازه توانگر شده را ،،🙃🙃🙃
نمیدونم مشکل بیماریتونه یا همسرت اما هر چی هست شما در قبال بچه هات مسئولی عقل من اینو میگه چون خودمم ...
تاحالا بریدی از همه جا ؟
من این حسو دارم...
ولی به روی زندگیم که نمیارم، تنها جایی که میتونم حرف بزنم همینجاست...
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
همسرتم که نمیشه مدادم بشینه خونه و به بچهابرسه.پس اگ خدای نکرده تو نباشی دوباره ازدواجمیکنه و بچهات ...
پس فقط دعا کن برام...
هم روحم ازاد بشه هم جسمم.
خسته ام خیلی خسته ام
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
دعا میکنم هر چه زودتر سرحال باشی با حال خوببه بچها برسی.نا امید نباش لطفا.زندگی قشنگیای خودشو داره ب ...
ممنون که حرفامو شنیدی🌷
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!