خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو بکنی خواسته خودم بودن.
من این بچه هارو بعد از ۶ تا سقط از خدا هدیه گرفتم...
ولی چرا من مگه حق زندگی ندارم؟
چرا نباید به خاطر خودم بخوام زنده بمونم؟
هرروز میشینم این حرفا رو با خودم میزنم و میگردم دنبال اون دلیلی که منو از حتی زنده بودن هم دلسرد کرده...به یه نفر میرسم و .....
بعدش دیگه هیچی نمیگم.
فقط سکوت میکنم...
یه اه بزرگ از ته دلم میاد ولی بازم خالی نمیشم انگار یچیزی سر قلبم سنگینی میکنه.
دیگه بریدم از خودم