سلام🌹
میخواستم بدونم در اطرافیان شما هم هست یا نه؟
من و برادرم ۲ سال فاصله سنی داریم و خواهرم خیلی از ما کوچک تره
وقتی فقط ما دوتا بودیم و والدینمون نیت فرزندآوری نداشتن😅
والدین بقیه دهه شصتی ها خیلی نیت فرزندآوری داشتن😅 یعنی فقط ما ۲ تا بودیم و بقیه بیشتر از ما
بعد هی پز پسرهاشون رو به مامان بابای من میدادن و میگفتن یه پسر دارید اونم بی عرضه هست!
چون داداشم مثل پسرهای دیگه اهل تو سر و کله ی دیگران زدن و کشتی و بوکس و این داستان ها نبود؛ دوستاش هم شبیه خودش بودن
دیگه وقتی داداشم اجازه داد اینا بیشتر بهش بپرن که پوشش رو تغییر داد
مثلاً اینا میگفتن وااااای جین یخی و پیرهن صورتی چقدر زشت
یا تیشرت تنش میدیدن میگفتن این مردونه هم داره؟
گیر دادن به زنجیر و دستنبد
به رنگ صفحه ساعت
هروقتم به داداشم میگفتیم عوض بشو؛ میگفت: من یکبار جوان هستم
خلاصه دود پسر پرستی رفت توی چشم من😅 بابام بهم گفت تو مرد باش!!!
یه مسیری رو در تحصیل و شغلت برو که پسرهای اونا پایین تر از تو باشن و همینم شد
من رفتم دنبال رشته و شغلی که در اون دهه بیشتر مورد علاقه آقایون بود تا خانم ها و خیلی از پسرهای اون ها برای کار دنبال ما امدن
البته که بازم زبانشون کوتاه نشد و گفتن یه دختر به هرجااااا هم که برسه باید صبر کنه یه پسر پسندش کنه
و یه حرف زشت تر هم زدن که جاش توی سایت نیست.
خلاصه فاز بعد پسر پرستی در زندگی من رسید به ازدواج اولم:
ناخواسته باردار شدم؛ مادرشوهرسابقم آدم خوبی بود ولی پسرپرست و سنتی نمیفهمید دیگه جنسیت بچه توی شکم مادرش تغییر نمیکنه و برمیداشت عسل و پسته و گردو و...رو قاطی میکرد میداد من بخورم تا بچه پسر بشه🤣 بعد سقط هم باز ترکیبات های سمی با شیره و ارده و عسل و انواع مغزجیات رو درست میکرد برام می آورد تا من پسر بیارم😅
حالا هی میگفتم مامانجون پسرت اصلاً بچه نمیخواد و اونم ناخواسته بود و تموم شد رفت دیگه کوتاه بیا ولی باز پسر میخواست🤣🤣🤣
فاز بعدی پسرپرستی به ازدواج دومم رسید
خودم واقعاً دلم دختر میخواست و بچه اولم هم دختر شد و یه عزای عمومی به رهبری مادرشوهرم در خانواده شوهرم شکل گرفت🤣 اون موقع بچه جاریم که تقریباً همزمان حامله بودیم پسر شد و کلیییی بهم تیکه انداختن
بچه دومم پسر شد و الان فقط اون رو دوست دارن و دخترم یا من رو دوست ندارن!!!
مادرشوهرم بابت مسائل دیگه انقدر از من بدش میاد که واقعاً دلش میخواد و این رو بیان کرده که من طلاق بگیرم و برم
ولی وقتی دید نمیرم😅 رفت دعانویس یه دعا آورد گفت حالا که نمیری حداقل یه بچه سوم بیار اینم دعا پسرزایی هست🤣🤣🤣
یعنی من از بچگی و زمانی که درک داشتم تا این سن سر پسرپرستی اطرافیانم عمرم تباه شده🤣