بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
يه زن تقريبا محجبه بود با يه مردو دختر كوچيك اومدن سلام كردن نشستن ثريا هم وسايل پذيرايي ميورد گفت بالاخره سپهر دم به تله داد مباركتون باشه و از اين حرفا
سپهر رفت با اقاهه تو حياط من و خانمه داخل بساط سپهرو بردن ما هم فيلم عروسي نگاه كرديم بعدش رفتن منم نشسته بودم سپهر حالش خوب نبود هي ميخنديد شوخي ميكرد با ثريا رفت تو اتاق ثريا هم رفت هي صداي ثريا ميزد من ميدونستم حالش خوب نيست خيلي خورده