تورو خدا راهنماییم کنید، بچم بدجوری امونمو بریده هرچقدر میگذره شیطون و شیطون تر میشه، توی جمع بچه های دیگه هم که میبرمش من و اذیت میکنه و ترجیح میدم پارک نبرمش، خیلی خستم کرده، چیکار کنم اخلاقش بهتر بشه؟ به شدت هم بهانه گیری میکنه، برای همه چیز گریه میکنه و دعوا راه میندازه واقعا عاصی شدم. راهنمایی کنید لطفا
بچه من اصلا پیش هیچکس نمیمونه متاسفانه، گاهی احساس میکنم باید استراحت کنم ولی چطوری نمیدونم، خیلی کم ...
ببين خوب كم كم زمان بذار براي اين موضوع ، من تا يك ماه پيش شير ميدادم بهش ، هر يك ساعت ! اونم نميموند ، الان توي اين يه ماه كه از شير گرفتمش براي اينكه خيلي اذيت نشه ميبرمش پاركينگ با بچه ها بازي ميكنه ، امروزم گذاشتمش پيش اونا و باباش رو هم جا پهن كردم نشست و مواظب بود از دور
ببين نود درصد بچه ها همينن ، اون ده درصدرو هم ناديده بگير هههه
همه میگن فقط بچه تو اینجوریه، واقعا هم بقیه این مدلی نیستن، توی پارک هم دقت میکنم فقط بچه من که همش در حال دویدن و اذیت کردن بقیه بچه هاس، به خدا دیگه نمیکشم.
همه میگن فقط بچه تو اینجوریه، واقعا هم بقیه این مدلی نیستن، توی پارک هم دقت میکنم فقط بچه من که همش ...
والله من كلا با روش دكتر هولاكويي بچم رو بزرگ كردم ( به جز شير ) تذكر نميدم توي خونه ، بكن نكن نداريم ، همه چي با بازي و شعر ، خونه امن امن ( همه چي رو جمع كردم ) اما بازم با بچه ها ميخواد بازي كنه همش جيغ ميزنه و وسايلاشون رو ميگيره ، به وسايلاش هم دست بزنن داد و قاله ، خانه ي كودك ميبرم نميذاره كسي دست به وسايلاي اونجا بزنه ، ميگه منههههه آوشهههه
ببين خوب كم كم زمان بذار براي اين موضوع ، من تا يك ماه پيش شير ميدادم بهش ، هر يك ساعت ! اونم نميمون ...
متاسفانه یه اخلاق بدی که داره این که دوست داره با بچه های دیگه بازی کنه و وقتی اونا باهاش بازی نمیکنن میزنتشون، البته کامل هم حرف نمیزنه که منظورشو بگه، خیلی دوست دارم ببرمش توی جمع بقیه بچه ها ولی از این که دائم تذکر بدم و بشنوم خوشم نمیاد
متاسفانه یه اخلاق بدی که داره این که دوست داره با بچه های دیگه بازی کنه و وقتی اونا باهاش بازی نمیکن ...
پسر من يه دختري هست توي همسايگي ، خيلي دوسش داره ، عاشقشه هههه با اون خيلي كنار مياد البته اون دوازده سالشه ، شما هم هي ببرش توي جمعاي مختلف ، سليقش دستت مياد
والله من كلا با روش دكتر هولاكويي بچم رو بزرگ كردم ( به جز شير ) تذكر نميدم توي خونه ، بكن نكن نداري ...
اره بچه منم همینطوره، به بقیه زور میگه همیشه، خب من میدونم هنوز حس مالکیت رو کامل درک نکرده، ولی بچه های دیگه هم بچه ان اونا عم این کارشو درک نکردن و انتظار ندارم با یچم خوب باشن، از تنهاتر شدنش نگرانم واقعا
پسر من يه دختري هست توي همسايگي ، خيلي دوسش داره ، عاشقشه هههه با اون خيلي كنار مياد البته اون دوازد ...
پسر منم بچه های بزرگتر و خیلی دوست داره، ولی پارک نزدقک خونمون تقریبا بچه های هم سنش هستن، بچه ها هم الان واقعا لوس و گوشه گیرن، همه تک فرزند هستن، نمیدونم واقعا چکار کنم، هیچ بچه ای هم اطرافم ندارم به جز بچه همسایه که با هم نمیسازن، ترجسح میدم همو نبینن کلا
وزنشم مثل بچه ي من كمه ، پسر من ده كيلوئه ، بيست و سه ماهشه ، گشنگي رو هم متوجه نميشه ، همش غر ميزن ه ، تا سيرش ميكنم اخلاقش بهتر ميشه ، همش يه چيزي دستتون باشه بديد بخوره