2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بهمن مرد

واسه چییییبی

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
ی روز ندیدم چ‌اتفاقات مهمی افتاد 

هیچی فقط اسیه به یادصدیقه افتادکه توپیرمیشی ازدواج کن دیگه باخدمتکاره حرف میزنه وراضی میشه مثل الان نیس که یکم من من کرد از شرایط خودش وخانوادش بعد گفت باشه

بعدشم اومدن گفتنو چند بار با رسول رفتن بیرون بعد رسول گفت نمیرم جوادم کتابشو گذاشت تو کیف رسول بهش تو دزدیدیش دعوا کردن بعد که جوادو دعواش کردن گفت عمو تنها راهی بود که رسول بره.بعد با یه صحنه گریه دار خدافظی کردنو رسول رفت ولی بعدش برگشت گفت من میخوام داداش داشته باشم تا مامان بابا.

آخرشم دخترا و زنا منتقل شدن جای دیگه و اونا موندن.

🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108