اینجوری ک خرج با شماست اذیت نمیشی؟مسعولیتت بیشتر نشده؟
من م كار نميكنم
همسرم كارت حقوقش و اينا دست منه
من ميچرخونم خونه رو
چرا خيلي سخته
آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیافتد✨رویا ببارد🌦دختران برقصند💃 قند باشد🧁بوسه باشد💋خدا بخندد🤍به خاطر ما که کاری نکردهیم💚🤞🏻من تا آن روز چشم به در خواهم دوخت🕊
وقتی هیچی نمیده اونم نمیده دیگه . از زمان احمدی نژاد تا الان میگم یارانه رو بده اونم نمیده &n ...
ای بابا منم ماه پیش موفق شدم ازش بگیرم،ولی یکسره تو خرج کردنش دخالت میکنه😭😭😭
گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود_گاهي نميشود که نميشود که نميشود_گاهي بساط عيش خودش جور ميشود_گاهي دگر تهيه بدستور ميشود_گه جور ميشود خود آن بي مقدمه_گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود_گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است_گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود_گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست_گاهي تمام شهر گداي تو ميشود
منم اینجور بود ولی جدیدا یکم تغییر کرده تا نگم نمیده
من از اول گفتم اینجوری راحتم الان ۴ ساله.شاید اوضاع درامدش تغییر کرده جویا بشو یا کلا مشکلی پیش اومده نمیتونه بریزه.اگه نه ک میتونی ب شوخی بگی ک کارتت لطف جیبشو میطلبه و بگی زبون در خواست پول نداری
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت.گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد.زمستان تمام شد و کلاغ مرد و جوجه ها نجات پیدا کردند و گفتند خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری.
وای چرا ما زنا اینقد مورد ظلم واقع شدیم تا وقتی ک خونه باباییم ک دلمون نمیاد بهشون فشار بیاریم ازدواجم ک میکنیم باید دستمون جلو اون دراز باشه.کاش کار داشتیم خودمون خرج خودمونو میدادیم کوکار.من لیسانس حقوق دارم ولی کار نیس
فرشته خوشکلم بی صبرانه منتظرت هستم تو برای من مثل یک معجزه ای کنجدکوچولوی من.خدا جونم ازت ممنونم.
من بابام برام پول میزاره کنار ولی هیچ وقت روم نشده ازش بگیرم،چند ماه پیش خودشون طلا خریدن برام😍
گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود_گاهي نميشود که نميشود که نميشود_گاهي بساط عيش خودش جور ميشود_گاهي دگر تهيه بدستور ميشود_گه جور ميشود خود آن بي مقدمه_گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود_گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است_گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود_گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست_گاهي تمام شهر گداي تو ميشود
من واقعا زبان درخواست پول ندارم انگار دارم لهم میکنن تا بگم پول بده از اول عروسی ماهانه رو طی کردم
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت.گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد.زمستان تمام شد و کلاغ مرد و جوجه ها نجات پیدا کردند و گفتند خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری.