2777
2789
عنوان

سوگ فرزند

| مشاهده متن کامل بحث + 3320 بازدید | 145 پست
ممنونم عزیزم ی وقتایی نفسم از دلتنگی بند میاد دلم میخواد یکی بفهمه چی میگم دنیا آواره رو سرم

اره میدونم منم با اینکه یک سال گذشته هنوز بعضی موقع ها اینجوری میشم ولی از خدا بخواه صبر بهت بده من خودم فقط همینو خواستم اگه اذیت نمیشی بگو چرا دخترت فوت کرده؟

مممنونم عزیزم❤️ همه کاری میکنم اما یک لحظه از جلو چشمام نمیره حتی نمیتونم بخوابم تا همین الان خواب ب ...

عزیزم💔 خیلی سخته

واقعا غم بزرگیه

نمیدونم چطور ارومت کنم چون خودم که بهش فکرمیکنم دلم مچاله میشه دیگه شماخب کشیدید

شما واقعا به کمک نیاز دارید که خودتونو پیدا کنید.همسرتون باهاتون همدردی میکنه؟


دردم از یار است و درمان نیز هم

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

عزیزم گریه کن خودتو خالی کن حرف بزن تا شاید یه کم حالت بهتر بشه

گریه میکنم ولی اصن خیلی بیقرار میشم شبا ازینکه پیشم نیست تا صبح نمیتونم بخوابم نمیدونم چطور باید بگذرونم

نقص مادرزادی داشت چندین بار عمل شد ولی خب دیگ ...

سلام عزیزم

اون الان بهشت هست و خودش خوشحاله

بدون اگر بزرگ میشد هر روز غصه میخورد چرا این مشکل را داره و جلو چشماتون آب میشد

همش خودشو با دوستای سالمش مقایسه میکرد میگفت چرا من

عزیزم منم جنین از دست دادمبااینکه ندیدمش ولی وحشتناک سخت بودتا یک ساله کامل افسرده بودمهنوزم که یادم ...

انگار قلب آدم تیکه تیکس انگار بدن از داخل زخمه حس بدیه💔

سلام عزیزم اون الان بهشت هست و خودش خوشحاله بدون اگر بزرگ میشد هر روز غصه میخورد چرا این مشکل را دار ...

اره میدونم الان حالش خیلی بهتره ولی دلم خیلی براش تنگ میشه 💔دلم واقعا تنگه

عزیزم، اگر حتی یه ذره مذهبی هستی، این عبارت رو توی اینترنت جستجو کن و این دوره رو گوش کن. بهت کمک میکنه.

«راه های مبارزه با غم محمد شجاعی»

تدریس خصوصی و نیمه خصوصی گرامر زبان انگلیسی به صورت آنلاین

بهت تسلیت میگم واقعا داغ بزرگیه

من دخترم رو وقتی یکسال و چهار ماهش بود از دست دادم، تا مرز جنون رفتم، نفسم به نفسش بند بود

هر روز لباس هاشو بغل میکردم و اونقدر اشک می ریختم که لباسها خیس میشدن

و هر چی میگفتن داغ من نه کمرنگ میشد و نه متفاوت

هر روز انگار همون روز اول بود من تو سردخونه بودم و تن نحیف دخترم رو میشستن و من بغضم رو تو گلو خفه کرده بودم چون گفته بودن اشک بریزی باید بری بیرون و من با تمام دردم میخواستم آخرین لحظات بودنش رو ببینم

دردش هنوز هم برام تازه است

نوزده شهریور از اون روز نحس هفده سال میگذره


من دیر به خودم اومدم ولی یه روز تصمیم گرفتم دوباره سرپا پاشم، کاری که من عمدا انجام دادم و همون باعث شد دیر تر حالم خوب شده، این بود نمیخواستم بعدش فرزندی داشته باشم، خودم میخواستم داغش برام تازه بمونه

به عنوان کسی که شاید دردت رو بیشتر از هر کسی متوجه بشه، توصیه میکنم زودتر مادر بشی، خیلی تاثیر مثبت داره تو حالت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز