کار میکردم ولی خب کار چرت و پرتی بود
بعدش استخدام شدم تو بانک
شوهرمم مهندس آی تی بود اونم یه شغل دیگه پیدا کرد دو شغله شد
بعدم پول خونه اصلا خود ب خود جور شد
ببین من بهتر از همه میدونم چ حسی داری الان.
زندگی من جوری شد ما پول برای خرید نون نداشتیم حتی خیلی فاجعه تر از تو...
فقط بهت میگم روحیه تو حفظ کن خوب ب خودت برس پیاده روی کن لباس مرتب بپوش هرچی ک داری رو باهاش لذت ببر
جلو جاریهات با شوهرت بگید بخندید شاد باش
بقیه اش درست میشه
اصلا حس ضعف نکن تو حتما یچیزی داری ک میخوان لجت دربیاد و بهت حس بد بدن.
بعدم همش بگو مستاجر خوبه خونه تمیز میشه تنوع هست و...
اصلا وا نده جلوشون