من متولد ۶۲ هستم و پونزده سال هست ازدواج کردم اما بچه اصلا و ابدا نمیخواستم ولی نمیدونم چی شد که یهو تو سن چهل سالگی دلم بچه خواست و الان یه دختر سه ساله دارم!
من خودم حس پیری داره بهم دست میده، از سفید شدن موهام ناراحتم از چروک های دور چشمم... همسر بی نهایت خوبی دارم، بچم هم بچه خوبیه ولی واقعا از چهل به بعد دیگه وقت بچه دار شدن نیست مگه تو شرایط خاص چون وقتی شصت سالت شده بچت بیست سالشه و این واقعا بده 😢
من سالها کاربر خاموش بودم اینجا و حتی عضو هم نبودم، الان خوشحالم که میبینم تو سن خودم انگار زیاده، همش فکر میکردم اینجا یه مشت بچه مدرسه ای ریخته 😃
خلاصه که سن عجیبیه، گاهی دلم برای عاشقی کردن هام تنگ میشه و بیشتر وقتها فکر میکنم عشق باعث شد از همه چیز عقب بیفتم...
اما چیزی که هست اینه که دلم برای جونی هام، برای صورت جونم، برای جوون بودن تنگ شده... 😭💔
نگید سن فقط یه عدده که این واقعا حرف مزخرفیه، وقتشه با یسری شعارها برای همیشه خداحافظی کنیم 🙌